استان اصفهانایرانگردیشهرستان نطنز

ایرانگردی، سفر به بادرود، شهر بادگیرها و عجایب – قسمت دوم

 «سوئن هدن» و «آلفونس گابریل» از جمله کویر نوردانی بودند که از کویر مرکزی ایران، در حدود صد سال پیش بازدید کردند و حاصل دیده ها و پژوهش های خود را در قالب مقالات و کتب ارزشمندی به رشته تحریر در آوردند. در عصر حاضر هم از «پرویز کردوانی»، به عنوان پدر کویر شناسی ایران یاد می شود. دیگرانی هم هستند که در خصوص کویر تحقیق کرده و می کنند.
با همه اینها، کویر مرکزی ایران و حواشی آن، ناگفته های بسیاری دارد و با صدای بی صدای خود علاقمندان را دعوت به ضیافتی در سکوت و آرامش می کند، اما باید مراقب هم بود که این ضیافت به مرگ منتهی نشود.
پس از بازدید از برخی ابنیه تاریخی بادرود، به همراه محمد به خانه شان می رویم. محمد بسیار سرزنده و سرحال است. طبیعت و سفر بخش اصلی زندگی اش را تشکیل می دهد. جمعه و تعطیلاتی نیست که در خانه باشد. ماجراجویی و ریسک هم بخشی از کارهایش است.
خانه ای بزرگ با معماری مدرن و سنتی دارد. در همان ابتدا مشتاق رفتن به پشت بام خانه می شوم که اشراف کامل به شهر دارد و خنکای هوایش دلنشین است. فرزندانش «جبار» و «غزل» هم پیرو پدرشان هستند. لحظه ای دست از شیطنت بر نمی دارند و مادر است که لحظه به لحظه مراقب و نگران این سه نفر است. هر چند این گونه رفتارها، دردسرهایی هم شاید داشته باشد، اما من شخصا علاقه خاصی به این طور جمع هایی دارم.
برنامه روز بعد محمد ، دیدار از جاهایی است که کمتر در خصوص آنها قبلا چیزی شنیده و دیده شده است.
برخی از اقوام و دوستان محمد از تهران هم همراهمان هستند.
طبیعت بادرود |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت بادرود |عکس از عدالت عابدینی
دره گورهر 
دره «گورهر» یا «گوره» (Gorehe ) اولین جایی است که قصد دیدار آن را داریم. برای رسیدن به این روستا، ابتدا لازم است به روستای «موغار» رفت. آنطور که از نام «موغار» بر می آید، این نام ترکیبی از دو کلمه «مغ» و «ار» است. خود کلمه «مغ» ریشه زرشتی دارد و چه بسا این منطقه زمانی، زیستگاه زرتشتیان بوده و نام این روستا هم بر گرفته از آن باشد.
بعد از این روستا، مسیر به سمت روستای «نسران» است. اما از اینجا به بعد، کسی که بومی این منطقه باشد، می تواند راه را از بیراهه تشخیص دهد.
از کوره راهی به داخل رودخانه ای برزگ اما خشک وارد می شویم.
مشخص است این رودخانه حاصل فعل و انفعالات چندین هزار ساله است که در گذشته ای دور با توجه به عمق آن، رودخانه ی پرآبی بوده و اکنون تنها آثار زیبایی با نقش و نگاره هایی بر دیواره های آن باقی مانده است. هر چند که این احتمال هم وجود دارد که در ایامی از سال به خاطر بارش های زیاد، بخشی از رودخانه مجدد پر آب شود.
در این بیراهه، رانندگی و خودروی آفرود محمد است که امکان حرکت در این رودخانه را برایمان فراهم کرده است. هر چند که برخی ها، با خودرودهای معمولی هم به این منطقه آمده اند، اما طبیعتا برای آنها مشکلاتی هم پیش می آید.
هر چه به سمت جلوتر پیش می رویم، عمق رودخانه بیشتر و بیشتر می شود و خروج از آن غیر ممکن. دیواره ها کبود و سبز در جاده نمایان می شوند.
تنگه های باریک با ارتفاع خیلی بلند در میانه همین دیواره ها در طول مسیر دیده می شوند. لایه های منظمی در بین شیارها ایجاد شده اند که مسیر جریان آب را نشان می دهند. با خودم می پرسم سهم این منطقه، از ۱۳ میلیارد عمر جهان تخمین شده چقدر است؟
انتهای مسیر، دیگر امکان حرکت خودرو نیست و بایستی که به پیاده روی متوسل شد. جایی که برکه های کوچک آب با سنگ هایی در پیرامون آنها با بوته های نی و درختچه ها گز سر برآورده از دل زمین قابل مشاهده هستند.
مسیر پیاده روی طولانی است، اما به علت ضیق وقت، از همانجا باز می گردیم.
طبیعت بادرود |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت بادرود |عکس از عدالت عابدینی
دره دوزخ
به امامزاده آقا علی عباس و بعد به منطقه ای می رویم که شهرتش به «دره دوزخ» است. دره دوزخی که در جاهای دیگر کشورمان، با همین نام می توان پیدا کرد اما با ساختاری متفاوت.
مسیری که طی می کنیم، منطقه ای است کویری با درختچه های انبوه گز. اما در بخش هایی، آثاری از زندگی در زیر شن های روان در گذشته ای دور وجود دارد. کوزه های شکسته، دیوارهای قطور اما با ساختاری منظم، قسمتی از این آثار هستند.
دور از انتظار نیست که در این منطقه، تمدنی وجود داشته است. مردم این دیار از آب های زیرزمینی برای تامین آب خود استفاده می کردند و احتمالا سرچشمه این آب ها، از سمت ارتفاعات بلند کرکس بوده است.
جاده را ادامه می دهیم. پس از حدود ۲۵ کیلومتر، شن های بادی و درختچه های گز از نظر پنهان می شوند و جای خود را به ریگزارها، همراه با سنگ های ریز و درشت می دهند. جایی که در نگاه نخست هیچ جنبده ای نیست و سوت و کور است. اما دیدن عقابی در بالای سرمان، چیز دیگری می گوید.
در طول مسیر ۵ کیلومتری، کوه های کم ارتفاعی در دو طرف هستند. گفته می شود که این کوه ها بازمانده آتشفشان ها هستند، اما مشخص نیست کدام کوه وکدام آتشفشان؟ که بیشتر می تواند حاصل گدازه های درون زمینی باشد.
بالاخره پس از چندین کیلومتر، به گودالی بزرگ و تقریبا بیضی شکل می رسیم که ورود به داخل آن غیر ممکن است. شاید وجه تسمیه این منطقه به دلیل گرمای سوزان تابستان و عدم امکان فرار از آن باشد.
گویی ورود به این منطقه، ورود به عالمی دیگر است اما نه از جنس دوزخ. بلکه از جنس بهشت. وجود تپه های متوالی پست و بلند با رنگ های سفید و زرد و سرخ و خاکستری و کبود جلوه ای ویژه به آن داده اند.
در تصورات ذهنی خودم، این گودال را پر از آب در گذشته ای بسیار دور می بینم که اکنون به این شکل در آمده است.
دیدارمان تمام می شود.
به سمت کویر می رویم که بیشتر شناخته شده است؛ کویر متین آباد. این کویر محل مناسبی برای کویر نوردی و رالی می باشد، به این شرط که آسیبی برای محیط به همراه نداشته باشد.
کمپ متین آباد هم در این منطقه، محل مناسبی است برای آنهایی که قصد اقامت شبانه در خانه های کویری را دارند و دوست دارند سفر را با شتر و دوچرخه داشته باشند و زندگی بومی را تجربه کنند.

Many researchers from Iran and other countries have gone to central part of Iran and have written about it. Despite of this, there are other places that those aren’t known yet. One of these places around the central desert of Iran is Badroud city that is located in north of Isfahan province.In addition to historical places inside the city, there are some other historical places that have hidden underground. There are two valleys that some native people know that.
First one is “Dareh Gorehe ” valley. To get there, you have to go Moghar village. After Moghar village there is sandy way to Nasran village. But in middle of way, there is a route to a big river. In this river there is no water. Maybe it has water in rainy days. When you continue your way, you can see colorful stones in your way.
“Dareh douzakh” is another beautiful place that is located in other part of city. This valley is like “Dareh Gorehe”. To get there, you have to pass a desert that you can see some historical things underground. After some kilo meters, there is a something like great pit. There are some small and large hills with various colors inside it.
Matin abad comp is located in desert. There are traditional house and tent there for persons who want want to stay at night or nights in desert and watch the stars in sky. Every person in this place, can experience traditional style life.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 + 3 =

بستن
بستن