استان گلستانایرانگردیشهرستان بندرترکمن

ایرانگردی – رقص رنگ ها و جشن عروسی در بندر ترکمن

Bandar-e turkaman is a city in North West of Iran in Golestan Province. Turkamans are living in different countries such as Turkmenistan, Afghanistan, and Iraq. Population of turkamans in Iran is about 1,500,000 people. Most of people in this city still protect their good ancient traditions and most of women in these city, use traditional colorful clothes and men use these clothes in special ceremonies such as marriage ceremony or Norowz. There are some beautiful places inside and around of this city such as “Ashouradeh Iland”, “Doushanbe Baazaar”. There are some horse riding game in this city every year and many people gather in this city to see this program. “Chekdermah, Bastermah, Ghatlama, bourak” are some delelitious food of this city and you don’t forget these food. There is two way to get this city from Tehran: 1 – There is train from Tehran to this city and you should go to rail station of Tehran and take ticket to this city 2 – There are some buses from “Tehran pars Terminal” to this city.
وقت غروب است. قطار تتلق تتلق کنان از ایستگاه قطار تهران شروع به حرکت می کند. در داخل کوپه، سه نفر بیشتر نیستیم. شخصی که کنارم نشسته و قیافه ی ترکمنی دارد، ساکت است و حرفی نمی زند. برعکس فردی که روبرویم است، پشت سر هم حرف می زند.
مسن است، با لهجه مازندرانی صحبت می کند ، با مزه اش آنجا می شود که به ترکی ترکمنی با بغل دستی ام صحبت می کند. برای اینکه متوجه گذر زمان نشوم، با وی هم صحبت می شوم. تا می فهمد اهل سفر هستم، خودش را شیفته سفر نشان می دهد. اما نداشتن همپایه را مشکل اصلی اش می داند و همسرش هم که دل و دماغ این کارها را ندارد.
همانطور که صحبت می کنیم، یکی از خدماتی های قطار، درب کوپه می زند و داخل کوپه می شود. چرخ دستی همراهش است. می پرسد چای می خواهید یا نسکافه؟ از این کلاس کار خوشم می آید. همراهانم هر کدام سفارشی می دهند، فی الفور درخواست آنها ، با کیکی برآورده می شود. من هم می گویم: «فعلا میل ندارم».
وقت رفتن، درخواست پول برای همین خدماتش می کند! عجیب است، قبلا که این نوع پذیرایی رایگان بود، حالا چطور با زیرکی تبدیل به پول شده اند!؟
مقصدم بندرترکمن است. دفعه اول با دوچرخه به این منطقه در ایام نوروز رفته بودم. پس از آن به همراه یکی از دوستانم، مجددا می خواستیم به منظور عکاسی آنجا برویم. اما وقتی سوار اتوبوس شدیم و در حال حرکت بودیم، دوست میزبان مان تماس می گیرد و می گوید همین الان یکی از اقوام نزدیکش فوت کرده است، ضمن معذرت خواهی، ادامه می دهد به خاطر درگیری در مراسم، فعلا امکان میزبانی برای او مقدور نیست.
سوار بر اتوبوس بودیم و در میانه مسیر. امکان انصراف نبود. بلافاصله با یکی از دوستان گنبد کاووسی ام تماس می گیرم و خبر آمدن مان را به وی می دهم. به شدت استقبال می کند. پس مقصد را به خانه او تغییر می دهیم.
اما این بار به تنهایی و با قطار به آنجا می روم.
هوا تاریک می شود و وقت خواب فرا می رسد. هر کسی تختی را باز می کند و به خواب می رود.
ساعت حدود ۵ صبح است که قطار به شهر بندر ترکمن می رسد. با آقای کنعانی تماس می گیرم. فورا خودش را می رساند. «سُنای» دختر بچه اش هم همراهش است. دختری که آن چهره معصومانه ی ترکمنی اش، را برای نشریاتی داده بودم و چاپ شده بود.
او هم ذوق داشت که مرا اول صبح ببیند.
از شهر بندر ترکمن به سمت خانه می رویم. چمن های سرسبز بهار در ارتفاعات پست دیده می شوند. به خانه می رویم. پس از اندکی استراحت و صرف صبحانه، ابتدا به یکی از پیست های اسب دوانی می رویم.
بندر ترکمن یکی از مراکز اصلی مسابقات اسب دوانی است. اسب هایی که برای مسابقات شرکت می کنند، گران قیمت هستند و در روزهایی غیر مسابقه برای آماده سازی، تمریناتی به آنها داده می شود که معمولا به صورت دو دواندن در اطراف پیست است.
معمولا تمرینات قبل از طلوع آفتاب شروع می شود و تا آستانه گرم شدن هوا ادامه پیدا می کند.
تعدادی اسب سوار می بینیم که مشغول تمرین هستند.
مقصد بعدی بازار ماهی فروشان است. بازاری که صیادان ماهی هایی را که از دریا، صید کرده اند به اینجا می آورند و به فروش می رسانند.
به دلیل نزدیکی به دریای خزر، صید ماهی یکی از مشاغل اصلی مردمان ساحل نشین، از جمله همین منطقه بندر ترکمن است.
وقتی که تلاطم دریا به واسطه بارندگی و طوفان زیاد می شود، صید ماهی افزایش پیدا می کند.
از آنجایی که این محل، یکی از مراکز عمده ماهی فروشی است و خرده فروشنده ها به این مکان مراجعه می کنند، ماهی های به صورت مزایده ای به فروش می رسند.
شتر در بندر ترکمن |عکس از عدالت عابدینی
شتر در بندر ترکمن |عکس از عدالت عابدینی
قبل از رسیدن به بازار بندر، شترهای زیادی را در کنار جاده می بنیم. محصولات لبنی شتر، به وفور در بندر به فروش می رسند. از این شترها در ایام خاص، از جمله ایام نوروز برای جابجایی مسافران نوروزی وبرگزاری مراسم عروسی هم استفاده می شود.
«دوشنبه بازار» بندر یکی از جاذبه های اصلی بندر ترکمن است. لباس های رنگارنگ زنان، انواع صنایع دستی ترکمنی شامل پشتی، قالی، محصولات نمدی، سوزن دوزی و جواهرات با قیمتی مناسب در این بازار به فروش می‏رسند. خریداران بیشتر از استان های گلستان و مازندران و تهران هستند و در ایام نوروز مردمان بیشتری به بازار برای خرید و فروش می آیند.
چکدرمه غذای سنتی ترکمنی |عکس از عدالت عابدینی
چکدرمه غذای سنتی ترکمنی |عکس از عدالت عابدینی
ضمن اینکه در این بازار انواع کیک ها و غذاهای سنتی به فروش می رسند. پوشش رنگارنگ زنان ترکمنی با آن چهره های متفاوتشان بیشتر به چشم می آید. برخی از پوشاک آنها تولید ایران هستند و برخی دیگر از کشور ترکمنستان وارد می شوند.
از خود بندر، راهی آبی، به سمت جزیره آشوراده می باشد. این جزیره، بزرگترین جزیره ایرانی در دریای مازندران است که در شبه جزیره میانکاله واقع شده است. در گذشته آشوراده از سه جزیره تقریبا به هم پیوسته تشکیل می شده که دو جزیره کوچک و انتهایی در طول قرن ها به زیر آب رفته اند و حالا آشوراده نیز به همان دلیل متروک و نیمه مغروق مانده است
اما در این بین، آلاچیق هایی هم هستند که یک طرف آن به سمت دریا است و برخی از مسافران در آنجا اسکان پیدا می کنند. قایق های ساحلی کار حمل و نقل مسافران را به جزیره انجام می دهند و حدود ده دقیقه بیشتر تا آنجا زمان نمی برد. قرار بوده در این جزیره فعالیت هایی برای جذب توریستهای بیشتر صورت بگیرد اما ظاهرا با مخالفت جدی سازمان محیط زیست همراه شده است.
بعد از ظهر است که به خانه باز می گردیم. از شانسی که در این سفر داشتم، مصادف شدن آن با مراسم عروسی ترکمن ها بود . برخی از آنها، مراسم را به صورت کاملا سنتی برگزار می کنند و برخی دیگر امروزی هستند. این مراسمی هم که من شاهد آن هستم، خوشبختانه به شیوه ای کاملا سنتی است.
در خانه که هستیم، صدای هیاهو و شادی از خیابان به گوش می رسد. فورا خود را به کوچه می رسانیم. عروس سوار بر شتر در داخل کابینی است. کابین ها را حسابی تزئین کرده اند. معمولا خواهر داماد هم در کنار عروس می نشیند.
داماد پوشش کاملا سنتی ترکمن به تن دارد. وظیفه هدایت شتر را بر عهده است. زنان بسیاری با پوشش سنتی جلوی شتر حرکت می کنند و برخی هم پشت سر آن هستند. دایره ای زده و سازی نواخته می شود. چند قدمی که پیش می روند، شتر و جمعیت می ایستند و جوان تر ها شروع به رقص و پایکوبی می کنند. رقصی که ریشه در رقص ترکمنی دارد.
پس از مدتی، جمعیت به جلوی خانه داماد می رسند. دیگر جمعیت سنگ تمام می کنند. از پشت بام هم شکلات و شیرینی و… بین جمعیت طبق سنت گذشته پرتاب می شود و هر کسی هر چقدر که توانست از آنها را بر می دارد.
و این چنین است که مراسم به پایان می رسد.
نکته:
برای رفتن به بندر ترکمن از تهران، دو راه وجود دارد اول با استفاده از اتوبوس هایی که از ترمینال شرق به سمت بندر می روند و یا اینکه با سوار شدن به اتوبوس های گرگان، در کردکوی پیاده شد و از آنجا با سواری به بندر ترکمن رفت. دوم اینکه سوار قطارها گرگان شده و در ایستگاه بندر ترکمن پیاده شد.
 خوردن «چکدرمه» که مخلوطی از تکه های درشت گوشت به همراه پیاز و گوجه فرنگی است را نباید فراموش کرد. «باسترمه»، «قاتلاما»، «بوروک» از دیگر خوراکی ها این منطقه است.
 فصل بهار و پاییز از بهترین فصول برای مسافرت به این منطقه هستند، هر چند که زمستان آن هم سرمای آنچنان سوزانی به دلیل ارتفاع کم و نزدیکی به ساحل دریا ندارد.
برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × 1 =

بستن
بستن