جهانگردیچین

سفرنامه چین – دوچرخه سواری از پکن به شانگهای – جشن سال نو چینی ها – قسمت سیزدهم

میهمانی در یک خانه روستایی چینی

دوچرخه و بار و بنه را جمع ­آوری می­ کنم و به همراه آن فرد روستایی به سمت خانه ­شان حرکت می­ کنیم؛ آن هم یک خانه روستایی چینی.

سطح خیابان­ها از بتون است. ابتدا خیابان را مستقیم و بعد به سمت چپ داخل کوچه­ ای می ­شویم. به خانه می رسیم. مثل همه خانه­ های چینی، درب خانه بزرگ است. ابتدای ورودی خانه و در سمت چپ حمام و سرویس بهداشتی است. بعد حیاط  و  گل هایی در باغچه و آخر از همه اتاق­ها

میزبانان چینی|عکس از عدالت عابدینی
میزبانان چینی|عکس از عدالت عابدینی

وارد اتاق پذیرایی می ­شویم با مبل­هایی در اطراف. همه اعضای خانواده هستند؛ مادر، همسر و دو فرزند دختر و پسر. بر روی میز انواع غذاها چیده شده است. ضمن خوشامدگویی می ­خواهند سرمیز غذا بنشینیم. جوجه کباب، برنج، تخم ­مرغ آب­ پز، سالاد با انواع سبزیجات است. تا می­ بینند بیشتر سراغ برنج می­ روم باز برایم برنج می­ آورند.

یک سفره چینی که من به طور کاملا اتفاقی مهمان آنها شدم |عکس از عدالت عابدینی
یک سفره چینی که من به طور کاملا اتفاقی مهمان آنها شدم |عکس از عدالت عابدینی

میزبانم «پن شی بائو» با آرامش ظاهری که در ظاهر و درونش می ­بینم و با دندان­ هایی کاملا نمایان به سوالاتم پاسخ می­ دهد. می­ گوید برای جوجه از فلفل، فلفل قرمز و دلمه استفاده می کنند. سالادی هم که درست کرده ­اند ترکیبی از خیار، فلفل قرمز، مخلوطی از گل­ های خشک شده ، چیزی شبیه پیاز خرد شده، کاهو است. کلا در غذای ­شان فلفل نقش زیادی دارد. کارشان مثل بیشتر مردمی که در سر راهم دیدم، کاشت ذرت است. شروع کارشان هر روز صبح ساعت ۶٫۳۰ و ساعت ده هم وقت خوابشان است. زمستان­ها هم در هتل کار می­ کنند.

از برنامه های سال نوی شان می پرسم.

جشن عید بهاره در چین

جشن عید بهاره، همه ساله مقارن با روز اول از نخستین ماه قمری در تقویم سنتی کشاورزی چین برگزار می شود. در این ایام تمامی افرادی که دور از خانواده به تحصیل یا کار اشتغال دارند، سعی  می کنند به خانه برگشته تا در این روزها جشن سال نو را در کنار خانواده بگذرانند. عید بهاره بزرگترین و مهم­ترین عید چینی هاست که تقریبا در سرتاسر این کشور آن را گرامی می دارند. در دوران باستان، مردم در پایان سال قمری و در آستانه سال جدید قربانی هایی را برای خدایان و نیاکان خود عرضه می داشتند تا در سال جدید محصولات، احشام و نزولات جوی بیشتری  داشته باشند. از این رو مردم چین همیشه عید بهاره را مهم­ترین عید خود می دانستند. یک ضرب المثل چینی می گوید: «هر کس در بهار آغاز خوبی داشته باشد، در تمام سال موفق خواهد بود» (سالی که نکوست از بهارش پیداست)

یک گاری به شکل زیبایی با گل ها تزئین شده است | عکس از عدالت عابدینی

سال جدید چینی ­ها

از عصر حاکمیت سلسله خَن تا دوران آخرین امپراطور چین (۱۹۱۱) تقویم (کشاورزی) چینی ها براساس ماه­ های قمری  محاسبه می ­شد و سال مالی نیز  بر همین اساس بود. ولی در سال ۱۹۱۲(تاسیس جمهوری چین) دولت وقت، تقویم میلادی را که در بیشتر کشورهای غربی مورد استفاده بود، جایگزین تقویم قمری کرد. از آن  پس آغاز سال مالی بر اساس تقویم میلادی و نخستین روز از ماه نخست قمری، به عنوان سال نو و عید بهاره  شناخته می شود. از آن جا که سال قمری  هر سال ده روز به جلو حرکت می کند، عید بهاره چین هم دچار تغییرات شده و معمولا بین بیست و پنجم ژانویه تا پنجم فوریه (پنجم تا شانزدهم بهمن) در نوسان است.

 

برنامه­ های چینی ­ها در ایام سال نو

عید بهاره برای مردم چین به منزله کریسمس برای غربی ها و عید نوروز برای ایرانی هاست. چون ماه آخر سال فرا می رسد، مردم درون و برون خانه­ ها را  تمیز و بر در  و دیوار و پنجره ها تصاویر و نوشته های زیبایی که نماد سال نو است می چسبانند.

دور هم بودن در کنار سفره سال نو، برای تمام خانواده­ های چینی بسیار اهمیت دارد، زیرا معتقدند این در کنار هم بودن سال خوبی را برای همه به ارمغان خواهد آورد. آن ها پس از صرف شام، برای شگون بیشتر نوشیدنی و شیرینی به یکدیگر تعارف می­ کنند. مردم تمام این شب را بیدار می مانند تا با سال کهنه وداع کنند. آنها معتقدند هر کس بتواند تمام شب را بدون خستگی بیدار بماند. سال آینده، سالی همراه با موفقیت خواهد داشت.

 

همراه با میهمانان پن و یک دوش اساسی

«پن»مرتب از من سوال می­ کند به چیزی نیاز ندارم و دست از تعارف بر نمی­دارد. پس از صرف غذا، میهمان به خانه­ شان می ­آید. مرا به آنها معرفی می ­کند. آنها هم با گوشی موبایل و با برنامه «ایمو» مرا به دوستانشان معرفی می­ کنند. صحنه جالبی است.

از آنها تشکر می ­کنم و می ­گویم که می­ خواهم بروم برای خواب. میزبانم به من یادآوری می کند که حمام نمی­ خواهم بروم؟ با جان دل می­گویم به شدت نیازمندم. و آن دوش حالی خوشی را به من می ­دهد.. فرصت را در آنجا مغتنم می شمارم و لباس­ هایم را هم شست­ و شو می ­دهم.

چادر زدن در چین|عکس از عدالت عابدینی
چادر زدن در چین|عکس از عدالت عابدینی

بازگشت به محل کمپ اولیه

پس از خداحافظی با خانواده، با هم به جایی می ­رویم که در ابتدا قصد  چادر زدن در آنجا را داشتم. خیابان کاملا تاریک است. میزبانم به همراه یک نفر دیگر می­ آید تا تنها نباشم. پس از دادن نور کافی، چادر را بر پا می کنم.

لباس­ هایم را بر روی چادر پهن می­ کنم تا خشک شوند. با آنها خداحافظی می­ کنم. آنها به خانه می­ روند و من به چادر!

ساعت دوازده شب هم صدای زنانی را می­ شنوم. معلوم است که از سرکار می­ آیند!

***

شب خواب بسیار خوبی دارم. روز بعد، صبح از خواب برمی­ خیزم. لباس­ ها خشک شده و چادر را جمع­ آوری می­ کنم. حرکتم را از میان روستا آغاز می­ کنم.

گله خروس ها|عکس از عدالت عابدینی
سه چرخه سوار چینی |عکس از عدالت عابدینی

همراهی یک سه چرخه سوار چینی

در جاده که حرکت می­ کنم فرد سه­ چرخه سواری را می­ بینم که به دنبالم می ­آید. خیلی دوست دارد با من هم صحبت شود. دعوت می­ کند که با هم به خانه­ شان برویم. از وی تشکر می ­کنم و می ­گویم: تازه حرکتم را شروع کرده ­ام و امکان توقفم نیست. از هم خداحافظی می­کنیم.

اما چند کیلومتری که جلوتر می­ روم دوباره همان شخص را می­ بینم که کنار جاده ایستاده و برایم کلی کیک و آبمیوه خریده  است. می­ مانم در مقابل این محبت وی چه بگویم.

گله خروس ها|عکس از عدالت عابدینی
گله خروس ها|عکس از عدالت عابدینی

چشم ­بند بر چشمان خروس­ ها

کمی جلوتر جایی می رسم برای استراحت. در حال نگاه کردن به اطراف هستم که متوجه خروس­ های زیادی می­ شوم که  چشم­ بندهای مخصوصی دارند که با آنها از داخل روزنه ­ی کوچکی می­ توانند فقط روبروی خود را ببینند.

خروسی با چشم بند|عکس از عدالت عابدینی

بعدها می­ فهمم که از این چشم­ بندها برای کنترل دید، کاهش استرس، کنترل پرکنی، عدم نوک زنی به تخم دیگر مرغ­­ها استفاده می­شود.

 

مرد مغازه دار چینی که کار برنج فروشی انجام می دهد|عکس از عدالت عابدینی
مرد مغازه دار چینی که کار برنج فروشی انجام می دهد|عکس از عدالت عابدینی

داخل یک مغازه برنج فروشی

راه را ادامه می­ دهم و در جایی می ایستم تا از صاحب مغازه­ای در کنار خیابان بخواهم که موبایلم را در مغازه­ اش شارژ کنم. با روی باز مثل سایر چینی­ها مرا به داخل مغازه دعوت می­ کند. آنجا می­ نشینیم.

گله خروس ها|عکس از عدالت عابدینی
کودک حیران چینی|عکس از عدالت عابدینی

پسر بچه ای که نوه ­اش است، لحظه ای دست از شیطنت بر نمی دارد.  کل خانواده هم در اتاق شیشه ­ای که در گوشه ای از مغازه است نشسته­ اند و گرم صحبت­ اند. آنها هم می ­آیند و از پذیرایی غافل نمی­ شوند. خانه مرد هم بالای مغازه است. این منطقه نامش Honghua در شهرستان Yocheng است. مهم ­ترین محصول این منطقه برنج است و فقط یک نوع برنج دارند که بیشتر شباهت به برنج نیم­ دانه دارد. میوه­ های منطقه هم بیشتر موزه، سیب، پرتقال وگلابی است. آنطور که فهمیدم آنها هم همانند ایرانی­ها در ۶۰ سالگی بازنشسته می­ شوند.

 

یک پمپ­ بنزین شیک و تمیز

خوشبختانه هوا امروز نسبتا خوب و از گرما کاسته شده است. سختی خاصی هم در بین مسیر نیست. به یک پمپ بنزینی می رسم که شیک­ترین پمپ­ بنزینی است که در کل مسیر دیده ­ام. سرویس بهداشتی کاملا مرتب و تمیز و وسایلی هم برای  فروش در مغازه پمپ­ بنزین است. هر کسی که در آنجا بنزین می­ زند و برگه رسید دریافت می ­کند، آن را به صاحب مغازه می ­دهد و در قبال آن جنسی را به رایگان از مغازه بر می­ دارند.

اما مشکل اینجا بود که شارژ موبایل من با آن همه انتظار ناقص انجام شد و دیگر چون فرصت نداشتم از آنها نخواستم که آنرا شارژ کنند.

جوان چینی میزبان | عکس از عدالت عابدینی
جوان چینی میزبان | عکس از عدالت عابدینی

آشنایی با یک جوان در یک پارک تفریحی و آماده شدن برای استراحت

سرعتم کم اما قابل قبول است. حدود ساعت هفت به منطقه Malingshan می ­رسم که حدود یک میلیون جمعیت دارد. در طول مسیر باغ­ های سیب متعددی دیده می ­شود.

از شخصی که به اتفاق خانواده روبروی خانه اش و در کنار جاده اصلی است سراغ جایی برای چادر زدن می ­گیرم. می گوید حدود دو کیلومتری اگر به عقب بازگردم می توانم پارک بزرگی را ببینم که در آنجا امکان چادر زدن است.

مسیر آمده را باز می­ گردم. به پارک می­ رسم. جمعیت زیادی در آنجا مشغول فعالیت ورزشی هستند. از نگهبان می­ پرسم کجا می­ توانم چادر بزنم که یک جایی در نزدیکی خودشان معرفی می­ کند به آنجا می­ روم و به طور کاملا اتفاقی با جوانی به نام Chen hang bing آشنا می­شوم. بشاش و پرانرژی است. ۲۸ سال سن دارد و سه سالی است که در در همانجا مشغول کار است.

برنج و تخم مرغ که به طرز زیبایی پخته شده است و جوان چینی با این غذای خوشمزه میزبانم می شود |عکس از عدالت عابدینی
برنج و تخم مرغ که به طرز زیبایی پخته شده است و جوان چینی با این غذای خوشمزه میزبانم می شود |عکس از عدالت عابدینی

مرا به محل کارش می برد که در همانجاست. بلافاصله تخم مرغ با انواع سبزیجات برایم می­ پزد. از برنج هم غافل نمی ­شود. ترکیب غذای بسیار خوشمزه­ای بود.

نمایی از بالای پارک که تقریبا به کل آن اشراف دارد|عکس از عدالت عابدینی
خانه ای در پارک |عکس از عدالت عابدینی

دیدار از پارک

پیشنهاد می­ دهد که برای فردا صبح از پارکی که در همان نزدیکی است دیداری داشته باشم. همین کار را هم انجام می­ دهم. صبح  علی طلوع به ورودی پارک می­ روم که جمعیت زیادی اول صبح برای ورزش به آنجا آمده اند.

مسیر پیاده روی در داخل پارک به شکل کاملا طبیعی |عکس از عدالت عابدینی

داخل می ­شوم پارک خیلی بزرگ است و دارای دریاچه­ های متعدد و مسیرهای پلکانی و مسطح، همراه با فضایی برای نمایش دایناسورها و حیوانات ماقبل تاریخ است.

حدود دو ساعتی در این پارک هستم و پس از پایان بازدیدم راهم را ادامه می­ دهم.

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 1 =

بستن
بستن