جهانگردیچین

سفرنامه چین – دوچرخه سواری از پکن به شانگهای – شرکت در کلاس کودکان چینی – قسمت یازدهم

چنگ چونگ چینگ چینگ چینگ! چنگ چونگ چینگ چینگ چینگ …
صدای اتوبوس زرد دماغ داری است که در سطح شهر می چرخد. اتوبوس به اتوبوس های کارتون های تلویزیونی شباهت دارد. از قضا مسافرانش هم کودکان هستند. دوست داشتم از آنها تصویر برداری کنم. اما دیر شده است و اتوبوس رفته است. همچنان که رکاب می زنم، اتوبوس دیگری را با همین سروصدا می شنوم. تعلل نمی کنم. به دنبالش حرکت می کنم.

اتوبوس مخصوص کودکان | عکس از عدالت عابدینی
اتوبوس مخصوص کودکان | عکس از عدالت عابدینی

خیلی فاصله نمی گیرد. به داخل مدرسه ای می رود. چند خانم در ورودی آنجا هستند. از آنها اجازه تصویربرداری می گیرم! به زور متوجه منظورم می شوند. همان حین که گرم صحبت هستم، ماشین شاسی بلندی وارد مدرسه می شود.
کارکنان مدرسه با مهربانی برخورد می کنند. با این حال ضمن معذرت خواهی می گویند، امکان تصویربرداری در این مکان نیست! وقتی قوانین آنها اجازه نمی دهد، تشکر می کنم و قصد می کنم که خارج شوم. اما حین خروج، راننده ماشین شاسی بلند به نزدم می آید. می پرسد چه کار دارم. از قصدم می گویم و انصرافم!
با زبان گوگل ترنسلیتی می گوید کمی منتظر باشم تا با هم به جایی برویم. من هم منتظر می مانم. عجله که ندارم.
پس از مدتی می آید. می گوید به دنبال ماشینش بروم. نمی دانم کجا می خواهیم برویم!؟ او می رود و من هم با سرعت در پی اش می روم. پس از مدتی به جایی می رسد و با تماسی که می گیرد دوست دیگرش می آید و می گوید که من به دنبال دوستش بروم تا خودش هم بیاید. من هم مثل یک بچه خوب به دنبال آن دوست می روم.

همراه با کودکان چینی
همراه با کودکان چینی

ورود به یک مهد کودک

بالاخره به قسمتی از شهر می رسیم که مهد کودکی دارد. کودکان زیادی آنجا هستند. کودکانی که یکی از سوژه های اصلی برای عکاسی ام هستند و چه کودکانی بهتر از این کودکان خارجی چینی!
دوست چینی ام می آید و شروع به معرفی خودش و دوستش و دیگر دوستانش و آن محل می کند. همگی معلم هستند و آنجا که آمده ایم مهد کودک است و البته کودکان با سن بالاتر هم هستند. می گویند ۱۲۰ دانش آموز اینجا هستند و آنها دوره های تابستانی را می گذرانند.
امروز هم از شانس من آنها اردویی دارند به اتفاق هم می خواهند به گشت و گذار در خارج از شهر بروند و در آنجا آموزش بازی های خارج از خانه را ببینند. گویا این برنامه چند روز یک بار در آنجا برگزار می شود.
وقتی که وارد مهد می شوم، کودکان دور تا دورم را می گیرند و معلم های شان هم می آیند. بسیار ذوق زده ام. اول به تماشای بخش های مختلف کلاس می پردازم. بعد از اینکه آشنایی نسبی نسبت به آنجا پیدا کردم شروع می کنم به تصویربرداری.
کودکان هم لحظه ای دست از شیطنت بر نمی دارند.

کودکان در حال سوار شدن به اتوبوس برای رفتن به اردو | عکس از عدالت عابدینی

اردویی با کودکان چینی

بالاخره زمان حرکت فرا می رسد. کودکان پس از نوشتن نامشان یک به یک سوار اتوبوس ها می شوند آن هم سه اتوبوس.
ما هم سوار خودروی خودمان به دنبالشان حرکت می کنیم.

کودکان چینی در مهد | عکس از عدالت عابدینی
کودکان چینی در حال آماده شدن برای آموزش | عکس از عدالت عابدینی

بعد از حدود چهل کیلومتر در منطقه بیرون از شهر از خودرو پیاده می شویم. بچه ها هم پیاده می شوند. همه در صف های مرتب پشت سر هم قرار می گیرند. به هرکدام از آنها یک آب معدنی داده می شود. با هم حرکت می کنند. دوست چینی به من می گوید در همین اطراف باشم و از هر جایی که دلم می خواهد تصویر برداری کنم و بعد از پایان کارم به آنها بپیوندم.

صنایع دستی چینی | عکس از عدالت عابدینی
میهمانی چینی | عکس از عدالت عابدینی

خوراک خوک در رستوران

پیشنهاد خوبی است. آنها می روند و من هم دنبال سوژه های خودم می روم. همان ابتدا در آن حوالی سروصدایی را می شنوم. به دنبال صدا می روم. آخرش سر از یک تالار نسبتا بزرگ بر بالای بلندی در می آورم. بدون اینکه به کسی چیزی بگویم می بینم که داخل آشپزخانه هستم. اصلا کسی هم آنجا نیست از من بپرسد اینجا چه کار می کنی و چه کاری داری؟

گوشت خوک | عکس از عدالت عابدینی
گوشت خوک | عکس از عدالت عابدینی

آخرش به جایی می رسم که مردم بر روی میزهای گردی نشسته اند و از آنها پذیرایی می شود. متوجه می شوم غذای آنها گوشت خوک با تزئینات ویژه است! حیف که گوشت خوک است وگرنه خودم را مهمان می کردم.
از آنجا خارج می شوم و از مناظر اطراف تصویر برداری می کنم و آخر خودم را به دوستانم می رسانم.

آموزش کودکان توسط یک نظامی

در آنجا می بینم که یک فرد نظامی بر روی سکویی رفته و مشغول آموزش به کودکان است. پس از پرس و جویی که از معلم ها انجام دادم، می فهمم برای اینکه کودکان بازی های در دنیای حقیقی را فراموش نکنند به این محیط ها آورده می شوند و آموزش داده می شوند.
در این آموزش، اصلا معلم ها هیچ دخالتی نداشتند و تنها ناظر بودند. تقریبا سه ساعت تمام بود که آن فرد نظامی به آنها آموزش می داد و گاهی هم به کسانی که جواب درست می دادند کارتی را به عنوان هدیه می داد.

نظام آموزشی چین

نظام کلی آموزشی چین، شامل آموزش پایه، آموزش فنی و حرفه ای، آموزش عالی و آموزش بزرگسالان است. آموزش پایه شامل پیش دبستانی، ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان است.

آموزش پایه پیش دبستانی

منظور از آموزش پیش دبستانی، آموزش کودکان از آغاز تولد تا شش سالگی در کودکستان و دوران آمادگی است. وزارت آموزش و پرورش، با در نظر گرفتن توانایی جسمی و روحی کودکان در این سن، برنامه مناسب آموزشی برای آن ها تنظیم کرده است. در این پایه کودکان سه تا شش ساله می توانند وارد کودکستان شوند. در حال حاضر در چین بیش از ۱۵۰ هزار کودکستان و مهد کودک وجود دارد و تنها کمی بیش از سی درصد از کودکانی که سن آن ها به حد تحصیل در مدرسه نرسیده است، در این مقطع تحت آموزش هستند و بقیه با توجه به سن و مسایل اقتصادی و خانوادگی، تحت مراقبت والدین قرار دارند.
کودکستان ها و مراکز پیش دبستانی چین، به دو گروه دولتی و خصوصی تقسیم می شوند. کودکستانهای دولتی با هزینه دولت دایر است و مبلغ کمی نیز از والدین دریافت می کنند، در حالی که کودکستان های غیر دولتی تمام هزینه های آموزشی را از والدین کودکان می گیرند. با توجه به رشد اقتصادی و اشتغال پدر و مادر، در سال های اخیر تعداد کودکستان های خصوصی با برنامه های متنوع آموزشی، از جمله فراگیری زبان انگلیسی و هزینه های آن ها به شدت در حال افزایش است.
سرمایه گذاری های بخش خصوی و خارجی در حوزه آموزش پیش دبستانی در دو دهه گذشته موجب رشد فزاینده این بخش از آموزش شده و موسسات و مراکز مراقبتی کودکان خارجی بین المللی با ارائه برنامه های مختلف به صورت تمام وقت، پاره وقت و یا پانسیونی و اجرای طرح های مثل «معلم در نقش والدین» و راه اندازی مراکز مشاوره ای در خصوص تغذیه و بهداشت و سلامت کودکان در جهت رشد بدنی، اخلاقی، فکری و زیبایی شناسی کودکان و کسب آمادگی لازم جهت بهره برداری از آموزش ضابطه مند، فراهم سازی محیط مناسب جهت ایجاد شرایط و فرصت هایی جهت مواجه کودک با مسائل و مشکلات واقعی زندگی و تقویت درک معانی، استفاده از سرگرمی آموزنده، با میلیون ها دلار سرمایه گذاری، نقش مهمی در این فرایند ایفا می کنند.

همراه با معلمان چینی بر سر میز غذا | عکس از عدالت عابدینی
همراه با معلمان چینی بر سر میز غذا | عکس از عدالت عابدینی

صرف غذا با معلمان چینی

پس ازآنکه آموزش تمام می شود. سوار به ماشین می شویم و بر می گردیم. اما برای صرف غذا ما با هم به یک رستوران می رویم و همان ابتدا سر از آشپزخانه در می آورم. اصلا امروز روز آشپزخانه است. غذایی را سفارش می دهند و از من می پرسند چی می خوری؟ می گویم هر چه شما بخورید. با خودم می گویم بالاخره یکی از آنها را که می توانم بخورم.
خوشبختانه غذای آن ها جوجه بود و نودل با انواع سالادها. توانستم به راحتی بدون هیچ مشکلی بخورم. پس از چند روز بالاخره آنجا نان را هم توانستم ببینم. نانی که در این کشور به صورت لواش پیدا نمی شود.
لحظات خوبی در کنار این سه معلم داشتم . حتی آن فرد نظامی هم در آنجا حضور داشت و به خاطر مسائل نظامی، نتوانستم از وی تصویری بردارم. کاملا معلوم بود که به کارش عشق می ورزد و تنها یکسال بزرگتر از من بود.

 

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه − دو =

بستن
بستن