امارات متحده عربیجهانگردی

سفرنامه ی دبی؛ بهشت عربی – مجمع الجزایر نخل – مدینه الجمیرا – برج خلیفه (۱)

پس از انجام امور مربوط به گذرنامه و ویزا و اسکن چشمی به قسمت سالن انتظار می رویم. لیدر در انتظار ماست. همه مسافران تور جمع می شوند و سوار مینی بوسی می شویم. تغییر چهره ها پس از رسیدن به این طرف آب دیدنی ست مخصوصا خانم ها.
عده ای بیش از حد ذوق زده شده اند و شروع می کنند به خواندن و دست زدن. بعضی دیگر هم به لبخندی بسنده می کنند.
به هتل محل اقامتمان می رسیم. لیدر توضیحاتی را در مورد برنامه ی سه روز آینده می دهد. هر روز برنامه ساحل و دیدار از مراکز خرید از طرف هتل انجام می گیرد. برای رفتن به تورهای داخل شهر، صحرا، رستوران یخی، کشتی و جاهای دیگر باید جداگانه ثبت نام صورت گیرد.
گذرنامه را به مسئول پذیرش تحویل می دهم و پس ازدریافت کلید به اتاقم که در طبقه اول است می روم. خود را آماده ی خواب می کنم که صدای بلند دیسکو بدجوری آزارم می دهد. هتل دو دیسکو جداگانه یکی برای هندی ها و دیگری برای آفریقایی ها دارد و ورود برای عموم آزاد است.
چون خسته ام به سرعت خوابم می برد.

***
صبح زود از خواب بر می خیزم. هوا مطبوع و کاملا بهاری ست. دوش می گیرم.
ساعت ۹ صبح پس از صرف صبحانه ای مفصل، با مینی بوس به فروشگاه Day to Day می رویم. راننده اعلام می کند ساعت ۱ بعد از ظهر به دنبالمان می آید. نگاهی گذرا به فروشگاه که دو طبقه است می کنم ولی خریدی انجام نمی دهم. نیامده ام اینجا برای بارکشی. از فروشگاه خارج می شوم و در خیابان ها گشتی می زنم. خیابانهای چند بانده، حرکت با نظم و انضباط ماشین ها و ساختمان های بلند و زیبا دیدنی است.
ساعت یک به هتل بر می گردیم. ناهار آماده است. پس از صرف ناهار و استراحت، ساعت سه و نیم یک مینی بوس می آید تا ما را به تور داخل شهر که قبلا ثبت نام کرده ایم، ببرد.
خانم کتایون راهنمای مان است و توضیحات لازم را در مورد تاریخچه امارات و اماکن دیدنی شهر برایمان می دهد.
مردم امارت حدود چهل سال پیش کَپَرنشین بودند و امارات به عنوان یک کشور در جهان شناخته نمی شد. در سال ۱۹۷۱، شیخ زائد به سران هفت شیخ نشین پیشنهاد می دهد که باهم متحد شوند. آنها قبول می کنند و کشور امارات متحده ی عربی تشکیل می شود.
ابوظبی پایتخت می شود و دبی مرکزتجاری و سیاحتی. با اینکه این هفت شهر در ظاهر با هم متحد هستند اما قوانین هر شهر با شهر دیگر متفاوت است. مثلا در دبی بار و دیسکو وجود دارد و درهتل های۵ ستاره مشروب سرو می شود اما در هیچ فروشگاه معمولی مشروب به فروش نمی رسد. یا در شهر شارجه کشیدن سیگار و قلیان به کلی قدغن است. اگر داخل ماشین کسی مشروب پلمپ شده پیدا کنند از سه ماه تا سه سال زندان به همراه شلاق و جریمه نقدی دارد.
جمعیت کل امارات به یک میلیون هم نمی رسد. اما بیشتر جمعیت کشور را مهاجران تشکیل می دهند که حدود هفت میلیون نفر مهاجر دارد و بیشتر از کشورهای هند، پاکستان، فیلپین، بنگلادش و برخی دیگر از کشورها هستند.
جمعیت دبی نزدیک به دو میلیون نفر است. خود شهر دبی توسط رودخانه خور به دو بخش قدیم و جدید تقسیم می شود.
از نزدیک برج العرب که اولین هتل هفت ستاره جهان است عبور می کنیم که ارتفاع آن ۳۲۱ متراست که از برج ایفل هم بلند است. ستون های آن همگی از آب طلا هستند. نور اتاق ها طوری تنظیم شده که با تغییر ساعات روز تغییر رنگ می دهند. این برج زمانی سنبل این شهر محسوب می شود و عکس آن بر روی بیشتر ماشین های دبی بود. اما از زمانی که صاحب آن اعلام کرد که با ساخت این هتل (که شبیه صلیب است) صلیب مسیحیت را در قلب اسلام زده است دیگر تصویر آن از روی ماشین ها پاک شد.
به بازاری می رویم که ظاهرا متعلق به ایرانیان است اما اجناس غیر ایرانی درآن به فروش می رسد. دختران فیلپینی که قدهای خیلی کوتاه هم دارند در آنجا کار می کنند. زبان فارسی را می فهمند و جالب اینکه نرخ را به تومان هم می گویند.
از مجمع الجزایر نخل عبور می کنیم که جزیره ای کاملا مصنوعی و به شکل نخل است. ویلاهایی بر روی شاخه های این جزیره نخلی ساخته شدهاست. برای رسیدن به این جزیره باید ازتونلی عبور کرد که هفت متر زیر آب ساخته شده است.
مرکز مدینه الجمیرا و برج الخلیفه جاهای دیدنی دیگری بودند که از آنها بازدید کردیم.
در انتهای برنامه به رستوران زیتون می رویم. اجرای زنده موسیقی است با خوانندگی یک زن جوان. آهنگ ریتمیک است. بعضی ها کنترل خود را از دست می دهند و می روند به وسط میدان شروع می کنند به رقصیدن. گروهی دیگر هم دست می زنند و من هم دست می گذارم زیر چانه و تماشا می کنم اما از شام غافل نمی شوم.
شیخ محمد حاکم دبی است. در محوطه بیرونی کاخ وی، حدود صد طاووس وجود دارد که رئیس جمهور هند به وی هدیه داده است. طاووس ها حکم سگ نگهبان را دارند. آنها زمانی که غریبه ای به حریم آنها وارد می شود صدایی شبیه گربه دارند. البته این طاووس ها اینجا حالت سمبلیک دارند چرا که مرتبط با غریبه ها در ارتباط اند. جالب اینکه طاووس های نر رنگارنگ و بزرگ و زیبا هستند. اما طاووس های ماده سیاه و کوچک هستند.
مرکز مدینه الجمیرا: بازاری به سبک قدیمی با سقف چوبی است. ابن بطوطه جهانگردی بوده که از هفت کشور دیدن کرده که نمادی از این هفت کشور را در این مرکز می توان دید که ایران هم جزء آنهاست. دورتادور آن را کانالی ۲۳۰۰ متری از آب گرفته است که قایق به راحتی در آن حرکت می کند. بخاطر آب و معماری آن به «ونیز» معروف است و چون در ساخت آن از بادگیرها استفاده شده است به «شعر بادگیرها» نیز معروف است.

برج خلیفه:

بلندترین برج جهان با ارتفاع ۸۲۸ متر و ۱۶۲ طبقه است. رکوردهای بسیاری دارد. بزرگترین کتابخانه ی دنیا، بزرگترین مسجد، بزرگترین استخر، بزرگترین رستوران، بلندترین واحد مسکونی، بزرگترین لابی بازدنیا، بزرگترین دیسکو، بزرگترین آتش بازی سال نوی در این برج است.
آسانسوری داردکه به هیچ کابلی متصل نیست و در یک محیط کاملا مغناطیسی ۱۲۴ طبقه را زیر یک دقیقه طی می کند.
برنامه رقص آب بعد از شش غروب هر شب هر نیم ساعت یک بار در این مکان انجام می گیرد که ساعت نه شب ما یکی از این رقص آب ها را دیدم که بسیار دیدنی بود
این اکواریم در مدینه الجمیرا است. ۳۳ هزار گونه ماهی در آن وجود دارد. علاقمندان می توانند به یک ورودی که درست در وسط این آکواریم هست بروند و انواع ماهی ها را از آنجا تماشا کنند.
کارگران هندی و پاکستانی و … که در امارات کار می کنند اکثرا برای دوچرخه برای حمل و نقل استفاده می کنند و حقوق بسیار ناچیزی هم دریافت می کنند.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 − 14 =

بستن
بستن