معرفی کتاب

معرفی کتاب: دو کتاب در یک نگاه (کجا ممکن است پیدایش کنم – شوهر آهو خانم)

مدت زمان طولانی است که کتاب معرفی نکردم که باعث آزردگی خاطرم شده است. به همین دلیل این بار دو کتاب معرفی می کنم یکی خارجی و دیگری یک رمان قدیمی ایرانی

کجا ممکن است پیدایش کنم - هاروکی موراکامی
کجا ممکن است پیدایش کنم – هاروکی موراکامی

کجا می توانم پیدایش کنمکجا ممکن است پیدایش کنم
هاروکی موراکامی
ترجمه: بزرگمهر شرف الدین
۱۶۶ صفحه
چاپ چهارم
نشر چشمه

 

برای معرفی این کتاب ترجیح دادم که فقط به نویسنده ی آن بپردازم تا خلاصه ای از داستان.
چرا که این کتاب از پنج داستان بلند تشکیل شده است که نیازی به بیان خلاصه از آن را نمی بینم.
و اما نویسنده:
هاروکی موراکامی نویسنده این کتاب، از مشهوترین نویسندگان ژاپنی است که چندین جایزه معتبر این کشور را از آن خود کرده است. معروفترین رمان اش “جنگل نروژی تنها” می باشد که در ژاپن فقط دو میلیون نفر خواننده داشته است که این آغازی است بر شهرت وی.
اما بسیاری از منتقدان ژاپنی آثارش را به سبب نفوذ فرهنگ آمریکایی و دوری گسستن از سنت های ژاپنی مورد انتقاد جدی قرار داده اند، ولی با این حال او خودش را ژاپنی ای می داند که برای ژاپنی ها می نویسد.
کتاب های وی به شانزده زبان دنیا ترجمه شده اند، خواندن داستانهای موراکامی آسان است ولی درکش آسان نیست.
این کتاب را به دوستانی پیشنهاد می کنم که اولا به دنبال یک داستان معمولی از کتاب نیست، بلکه اوج لذت آنها در پچیدگی های آن می باشد و دوما آنهایی که می خواهند با ادبیات ژآپنی آشنایی پیدا کنند.
***

شوهر آهو خانم _ علی محمد افغانی
شوهر آهو خانم _ علی محمد افغانی

شوهر آهو خانم

دومین کتاب رمان قدیمی “شوهر آهو خانم” به نویسندگی علی محمد افغانی می باشد که به سال ۱۳۴۰ اولین بار به چاپ رسید و در همان سال توانست عنوان بهترین کتاب برگزیده سال را از آن خود کند و فیلمنامه آن نیز بعدها نوشته شد.
این رمان از معروفترین و نخستین رمان هایی است که در ۹۰۰ صفحه به رشته تحریر در آمده است.
روایت این کتاب به شهر کرمانشاه باز می گردد. سیدمیران سرابی به همراه همسرش آهو خانم دوش به دوش و پای به پای هم توانسته اند پس از ۱۴ سال زندگی مشترک، پله های ترقی را به آرامی طی کنند و زندگی نستبا مرفهی را به همراه چهار فرزند خود تجربه کنند .
سید میران مردی است درستکار و با ایمان که مردم شهر به تعهد و مرامش می شناسنش و رئیس نانوایان شهر نیز می باشد و همسرش آهو نیز نمونه یک زن مهربان وفادار ایرانی است که همیشه همراه و همدم شوهرش بوده است و یاری گر وی در لحظات پرمشقت زندگی.
در این میان سید میران با زنی زیباروی و دلبر با نام هما آشنا می شود که مطلقه است و بی سرپناه و صاحب دو فرزند از شوهر قبلی و البته صاحب هنر در رقص اما هرزه و چشم چران. سید میران با این هدف که این زن را از منجلابی که در آن در حال غوطه ور شدن است و همچنین به رسم مردانگی به خانه می آورد تا سرپناه مناسبی را برای وی فراهم کند. اما غافل از اینکه با این عمل، خود را در منجلابی بدتر فرو می اندازد …
این رمان در واقع غمنامه ی زن ایرانی است که فدای هوس های پیرانه ی شوهر است و زنی که حیا را از خود رهانیده است.
افغانی این کتاب را در زندان نوشته است. وی در جایی گفته است که “مأموران زندان جلوی نوشتن او را می گرفته اند و یادداشت های او را بازرسی می کرده اند، به همین دلیل در هنگام نوشتن یک دیکشنری انگلیسی جلوی خود باز می کرده تا وانمود کند در حال ترجمه ی یک کتاب انگلیسی می باشد و کتاب، کتاب خود او نیست.”
افغانی به عنوان یک دانای کل در قالب زن و مرد و کودک فرو می رود و کالبد شکافی بی نظیری در حال و احوال مردم آن دوره دارد و توصیفات وی از دلفریبی های “هما”ی داستان چنان دقیق و زیبا می باشد که حتی گاهی اوقات مرا هم تحت تاثیرخود قرار می داد و کم مانده بود که همچون سید میران شوم که نشدم…!

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

9 − چهار =

بستن
بستن