استان ایلامایرانگردیشهرستان ایوان غرب

سفرنامه دوچرخه سواری در پناه زاگرس – شهرهای سرمست و زرنه – قسمت نهم

شب ، به منزل آقای پایکار یکی از اهالی روستا رفتم. اهالی خانه جمع اند و تلویزیون هم روشن. خبر مهم بارش های شدید چند روز اخیر است. در میان مردم، شایعه شده که بارش های اخیر، حاصل باروری ابرها است که آن را به جد رد می می کنم.
صاحبخانه از وجود واریس در پا و نامه نگاری به مقامات بهزیستی برای حمایت و عدم نتیجه گیری اش می گوید و می خواهد در صورت امکان کمکش کنم. اطلاعاتی در این زمینه ندارم ولی قول مساعد می دهم که پس از پایان سفر، پیگیر مشکلش باشم که این کار را هم انجام می دهم و راهنمایی اش می کنم.

حرکت در زیر باران شدید

پس از صرف صبحانه، ادامه سفرم را پیش می گیرم. برعکس دیروز که با شیب ملایم و با کمی سختی به سمت بالا می آمدم این بار به سمت پایین و به راحتی باز می گردم. نم نم باران هم شروع می کند به باریدن. پس از چند کیلومتر به بزرگراه کرمانشاه – اسلام آباد غرب می رسم. هم شیب جاده زیاد شده است و هم شدت باران. به سختی جلوی راهم را می بینم. این باران لعنتی هم نمی خواهد دست از سرم بردارد. ماشین های نوروزی هم با سرعت از کنارم عبور می کنند و با پاشیدن انبوه آب، آن ته مانده اعصاب را هم، به هم می ریزند. پس از مدتی به گردنه مرصاد می رسم. تقریبا ده سال پیش هم بود که از این مکان عبور کرده بودم.
از گردنه، شیب به سمت پایین است و با سرعت پیش می روم. اما بارش باران هم شدیدتر می شود. مرتب ترمز می گیرم و از سرعتم کم می کنم.

ورود به شهر اسلام آباد غرب و دیدار فرماندار

حدود ظهر زیر بارش شدید باران به شهرستان اسلام آباد غرب می رسم. در سمت چپ جاده، ساختمان فرمانداری را می بینم. مستقیما به سمت آنجا می روم. مدت زمانی در نگهبانی آنجا با سربازی گرم صحبت می شوم تا هم تنم گرم شود و هم اندکی از خیسی بدنم کاسته شود و سپس مستقیم به سمت فرماندار می روم که از شانسم در آنجا حضور دارد.
فرماندار با وجود شرایط اضطراری حاصل از سیل در مناطق اطراف، برخورد گرم و صمیمانه ای دارد. تقاضای مکانی برای استراحتم می کنم او هم بلافاصله با رئیس تربیت بدنی شهر هماهنگی انجام می دهد و قرار می شود که شب را به ورزشگاه شهبازی شهرستان بروم.
پس از اندکی رکاب زدن، به ورزشگاه می رسم. با هماهنگی مسئول ورزشگاه، اتاقی در اختیارم قرار می دهند. چشمانم حسابی سنگینی می کنند. می روم که استراحتی داشته باشم. آنقدر خسته ام که چهارساعتی را به خواب عمیق می روم.
خوابی که حسابی به جانم می چسبد. لباس های خیس آبم را کاملا شستشو می دهم و به داخل شهر می روم. شامی تهیه می کنم و دوباره به ورزشگاه باز می گردم.
شب خواب خیلی راحتی دارم.
خوشبختانه صبح، تمام لباس هایم خشک شده اند و تا ساعت هفت تمام وسایل را جمع و حرکتم را آغاز می کنم.
در بین راه نان و پنیری هم تهیه می کنم برای صبحانه.

رنگین کان زیبا در بین استان های کرمانشاه و ایلام
رنگین کمان زیبا در بین استان های کرمانشاه و ایلام

 

شهر سرمست؛ زادگاه خویش نویس معروف کشور

بعد از عبور از دو گردنه بالای ۱۶۰۰ متر و جاده پرپیچ و خم به شهرستانی می رسم که همان ابتدا نامش توجهم را به خودم جلب می کند شهر سرمست از توابع شهرستان گیلانغرب.
این شهر زادگاه محمد رضا کلهر، خوش نویس معروف کشورمان است.
مستقیم به سمت بخشداری می روم تا اندک اطلاعاتی را در خصوص این شهر و مناطق دیدنی اطرافش به دست بیارم. با آقای دِرِکه آشنا می شوم که شخصی است با روابط عمومی بالا و رفتاری کاملا شایسته.
با وجود مراجعات بالایی که دارد، پاسخگوی سوالاتم است و آبگوشت خوشمزه را باری ناهارم سفارش می دهد. از علاقمندی اش به محیط زیست می گوید و اشاره ای هم به منطقه حفاظت شده اطراف آنجا می کند. اما متاسفانه با وجود شماره تلفنی همراهی که برای ارتباط بیشتر در اختیارم قرار می دهد. امکان ارتباط با وی میسر نمی شود و برایم جای سوال می کند که چرا به رغم برخورد بسیار خوب اولیه اش، دیگر اصلا به تلفنش هم جواب نمی دهد.

گردنه قلاجه

بعد از حدود دو کیلومتر به گردنه قلاجه می رسم. گردنه ای که چند سالی است در آنجا تونلی را هم برای عبور مرور راحتتر حفر کرده اند که دو استان ایلام و کرمانشاه را به یکدیگر متصل می کند و حدود ۱۵ کیلومتر مسیر را کوتاه تر کرده است. دو نفری که مامور تونل هستند از من می خواهند داخل تونل را با خودروی آنها عبور کنم. دومین بار است که مامور تونل می بینم، اولین بار چنین مامورانی را در کشور تاجیکستان دیده بودم. می گویم با دوچرخه می روم. ولی آنها اصرار دارند که به خاطر ایمنی با آنها باشم و علت آن را هم شلوغی تونل و نور کم می دانند.
پس از عبور تونل، بارش باران شدید و شدیتر می شود اما من با سرعت به سمت پایین حرکت می کنم. در دو روستای بین راه امکان سکونت فراهم نمی شود.
سرانجام سر از شهر زرنه از توابع شهرستان ایوان در استان ایلام در می آورم.

طبیعت شهر زرنه |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت شهر زرنه |عکس از عدالت عابدینی

شهر زرنه، شهری کهن و تاریخی

در ورودی شهر، وجود تابلویی حکایت از تاریخ کهن و آثار باستانی آن دارد. شهری که دارای دیدنی هایی همچون طاق «شیرین و فرهاد»، «قبرستان هلوچ» و «آتشکده سیاهگل» است.

محمد اسماعیلی میزبانم در شهر زرنه|عکس از عدالت عابدینی
محمد اسماعیلی میزبانم در شهر زرنه|عکس از عدالت عابدینی

در شهر با محمد اسماعیلی آشنا می شودم . راننده ماشین سنگین است و همسرش برای درمان مادرش عازم تهران شده است. دعوت می کند که شب را به همراه او باشیم.
شب محمد از خاطرات چند سال رانندگی اش می گوید و پیچ و خم ها زندگی که داشته است. شب با هم شامی را تهیه می کنیم و می خوریم.

طبیعت شهر زرنه |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت شهر زرنه |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت شهر زرنه |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت شهر زرنه |عکس از عدالت عابدینی
نانوایی سنته در شهر زرنه|عکس از عدالت عابدینی
نانوایی سنته در شهر زرنه|عکس از عدالت عابدینی
برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × 2 =

بستن
بستن