استان ایلامایرانگردیشهرستان ایلامشهرستان ایلام

سفرنامه دوچرخه سواری در پناه زاگرس – روستای مورت – قسمت یازدهم

برخی از کسانی که با دوچرخه سفر می کنند، عادت ندارند که با مردم ارتباط برقرار کنند. در طول روز رکاب می زنند و از طبیعت و مواهب آن لذت می برند و آخر شب هم با برپایی چادر، اتراق می کنند و از سکوت محیط و تنهایی خود در تاریکی شب لذت می برند.
تجربه این گونه سفرکردن را در مدت زمانی نه چندان طولانی داشته ام. اما به مرور تغییراتی در این رویه داده و گذشته از پژوهش و تهیه تصاویر و ویدئو، ارتباط با مردم را یکی از اولویت های اصلی ام قرار داده ام.
اما از طرفی شکل گیری ارتباط به خودی خود امکان پذیر نیست، مردم به راحتی به هر کسی اعتماد و اطمینان نمی کنند. در این مورد حق را هم باید به آنها داد.
به همین منظور، رویه ام این گونه بوده که رزومه ای از فعالیت هایم را به صورت مکتوب و ویدئو به همراه توضیحات خودم داشته باشم و همین ها اسباب شکل گیری ارتباط بسیار خوب و موثر شده اند. بسیار هم پیش آمده که مردم بدون دیدن رزومه و شنیدن صحبت هایم، تنها با دیدن دوچرخه و تجهیزاتم مرا به منزل شان برده و پس از آن بوده است که در خصوص فعالیت ها و کارهایم توضیح داده ام.
نکته دیگری که در سفرهایم تلاش کرده ام آنها را رعایت کنم، حفظ و تداوم این گونه ارتباطات بوده است و تنها این نبوده که بعد از اتمام سفرم، ارتباطم را با میزبانانم قطع کنم. بلکه برعکس بعد از پایان سفرم، ارتباطم به گونه ای دیگر شکل می گیرد و سعی می کنم که در ابتدا با ارسال تصاویر و گزارش هایم از محل زندگی آنها، ارتباط را حفظ کنم و بعد حداقل ارتباطات تلفنی را داشته باشم.

 

***

با وجود اینکه نصف روز بیشتر در روستای «سراب ایوان» نبودم، اما توانستم اطلاعات خوب به همراه تصاویر مناسب از روستا، مردم و طبیعت آن تهیه کنم.
با توجه به فرصتی که داشتم و با وجود خستگی ترجیح ام ادامه مسیر و تهیه گزارش از روستایی دیگر بود. آقای خاتونی روستای مورت در اطراف شهر چوار را پیشنهاد می کند و شماره دهیار روستا را در اختیارم قرار می دهد.
پس از خداحافظی، از گردنه نه چندان بلندی عبور می کنم.

در مسیر |عکس از عدالت عابدینی
در مسیر |عکس از عدالت عابدینی

در مسیر رویایی

در بین مسیر وجود ابرهای سفید کومولوس که انگار می خواهند خود را به زمین بچشبانند با آسمان آبی و دشت های سرسبز
و کوه های بلند انگار که مرا به عالم رویا برده اند! خورشید است که گرمای جانبخشش را بر من می تاباند.
با کمترین سرعت ممکن در حرکتم. در جاهایی می ایستم و پس از مدت زمانی تماشای طبیعت، به تصویربرداری از مناظر دلخواهم می پردازم.

طبیعت زیبا و دیدنی استان ایلام |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت زیبا و دیدنی استان ایلام |عکس از عدالت عابدینی

ورود به شهر چوار

به شهر چوار می رسم. در ورودی شهر و در همان ابتدا، از مردی که کار تعمیر خودرو را انجام می دهد، سراغ مکانی دیدنی در همان حوالی را می گیرم. به منطقه ای اشاره می کند که عشایر در آنجا زندگی می کنند ولی راه کمی دور است و خاکی! جالب اینکه این منطقه در راستای همان روستای مورتی است که آقای خاتونی هم آن را به من معرفی کرده بود.
به علت دوری مسیر محل زندگی عشایر، مقصدم را همان روستای مورت انتخاب می کنم . پس کمی از ورودی شهر به عقب باز می گردم و از فلکه ورودی به سمت راست تغییر مسیر می دهم. چند کیلومتری را طی می کنم و بعد به سمت چپ در راستای شهر چوار حرکت می کنم.
مسیر فوق العاده زیبا و قشنگ است. گهگاهی هم چوپانانی را با گوسفندانشان می بینم.

طبیعت زیبای روستای مورت |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت زیبای روستای مورت |عکس از عدالت عابدینی

مسیر جاده از میان کوه ها می گذرد؛ کوه هایی که به خاطر جاده سازی برش خورده اند و لایه هایی از آنها دیده می شود. لایه هایی که هر کدام دوره هایی از شکل گیری آنها را نشان می دهند.

مسیر سراب ایوان به روستای مورت که واقعا دیدنی بود |عکس از عدالت عابدینی
مسیر سراب ایوان به روستای مورت که واقعا دیدنی بود |عکس از عدالت عابدینی

از همان بالای جاده، روستای «مورت» دیده می شود. مسافرانی هم برای تفریح در همان ورودی جاده هستند.

مستقیم به سمت روستا می روم. با راهنمایی مردم سر از خانه یکی از اعضای شورا در می آورم. متاسفانه منزل نبود. با موبایلش هم تماس می گیرم. متوجه می شوم که در دل طبیعت است و مشخص نیست که چه زمانی باز می گردد.
به سمت یکی از مغازه های روستا می روم. شخص مغازه دار پس از آشنایی مختصر، تمام تلاشش را می کند که شخص مناسبی را به من معرفی می کند.
شماره همراه دهیار روستا را در اختیارم قرار می دهد. دهیار به گرمی استقبال می کند. ولی می گوید در خارج از روستا است. می گوید که با یکی از اعضای شورا هماهنگ می کند و بعد با من تماس می گیرد. اما خبری از تماس اش نمی شود. هر چه من تماس می گیرم او هم پاسخ نمی دهد!
می گویم لابد قسمت نیست که در این روستا باشم. با این حال آن شخص مغازه دار گویی که عذاب وجدان گرفته باشد باز تلاشش را می کند. شماره تلفن رضا جمشید بیگی یکی دیگر از اعضای شورا در اختیارم قرار می دهد که از اقوامشان هم است. از شانس من، پس از تماس متوجه می شوم که او هم روستا نیست. ولی می گوید با من تماس می گیرد و می گوید که به کجا بروم.

آقای جمشید بیگی میزبان خوبم در روستای مورت |عکس از عدالت عابدینی
آقای جمشید بیگی میزبان خوبم در روستای مورت |عکس از عدالت عابدینی

بعد از مدتی از او خبری نمی شود. تصمیم می گیرم که به سمت شهر چوار باز گردم. اما تا می خواهم حرکت کنم مردی به سمتم می آید و همزمان رضا تماس می گیرد. می گوید که پدرش از خانه به دنبالم آمده است تا با او به خانه شان برویم. تازه می فهمم که آن مرد همان پدر رضا است.
این هم از آن دست اتفاقات پیش بینی نشده لحظه آخری بود!

جمع خانواده آقای جمشید بیگی |عکس از عدالت عابدینی
جمع خانواده آقای جمشید بیگی |عکس از عدالت عابدینی

پس از سلام و احوالپرسی به سمت خانه شان می رویم. وارد خانه ای با حیاطی بزرگ می شویم که اتاق هایش در سمت راست واقع شده اند.
همسر و فرزندانش را می بینم که خانه هستند. رحیم برادر رضا همان ابتدا می آید و با هم گرم صحبت می شویم. بساط پذیرایی هم بلافاصله آماده می شود.
رحیم بسیار آرام آرام و شمرده صحبت می کند. گاهی هم صدایش را خوب نمی شنوم. اما وقتی در مورد خودش می گوید، برایم جالب تر می شود. گوش هایم را بیشتر تیز می کنم که بهتر صحبت هایش را بشنوم.
رحیم تحصیلکرده رشته کاردانی ایمنی صنعتی و روانشناسی هم تا مقطعی خوانده است. شخص فعال در حوزه ورزش هم است. برگزار کننده جام رمضان به صورت سالانه در روستا و موسس و مدیر عامل تیم فوتسال منطقه است. به محیط زیست بسیار علاقمند است تا آنجایی که می گوید پرندگانی را خریداری و آزادشان کرده است. طرح های ابتکاری زیادی هم در ذهن دارد.

فرشتگان نگهبان

مادر لحظه ای دست از جنب و جوش برنمی دارد. مرتب او را در حال کار می بینم. تا می خواهم با او صحبت کنم، لبخندی تمام چهره اش را می گیرد.
ضمن صحبت هایش می گوید دعای خیر ما با توست و فرشتگان ما نگهبان تو باشند. در این هنگام یکی از خواهران رحیم توضیحی در مورد فرشتگان نگهبان می دهد. مردم در گذشته بر این اعتقاد بودند کسانی که به لحاظ مالی در وضعیت خوبی قرار دارند و دستگیر فقرا و آدم ها ندار هستند، نگهبانانی دارند که محافظ آنها هستند. و مادر از آنجایی که اصالتا دارای این چنین ویژگی هایی بوده است، می گوید که نگهبانانشان، محافظ من هم باشند! جالب اینکه در یک فیلم خارجی هم مشابه هم سخن را هم دیده بودم. البته این باور در میان کردها و لرها مشترک است.
احساس غرور می کنم.
با خواهر رحیم که بیشتر صحبت می کنم، او را دارای شخصی با معلوماتی بالا می بینم. وقتی که از ماجراهای برخی کشورهایی که رفته ام به او می گویم، چنان صحبت می کند که برای لحظه ای فکر می کنم او به این کشورها هم سفر کرده است. بعدتر متوجه می شوم که او دارای تحصیلات عالی است و در دانشگاه هم تدریس دارد. به جد که کتاب هم یکی از وسایل خوب برای سفر است.

شام خوشمزه ایلامی | عکس از عدالت عابدینی
شام خوشمزه ایلامی | عکس از عدالت عابدینی

شب شام مفصلی آماده شده است. مانده ام از این همه محبت خانواده.

طبیعت زیبای روستای مورت |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت زیبای روستای مورت |عکس از عدالت عابدینی

روستای مورت

روستای مورت با ۹۵۰ متر ارتفاع از سطح دریا با آب هوایی معتدل و ۲۰۰۰ نفر جمعیت در شهر چوار استان ایلام واقع شده است. فاصله این روستا تا مرکز شهر ۱۵ کیلومتر است. مردم این روستا کرد هستند و در نتیجه گویششان کردی است. پوشش گیاهی روستا را بیشتر جنگل های بلوط و بنه تشکیل می دهد و مهمترین منطقه سیاحتی در اطراف روستا منطقه تفریحی و جنگلی تجریان است. محصولات کشاورزی این روستا گندم، جو، عدس و برنج است.
روستا شخصیت های معروف و شناخته شده ای دارد همچون داوود جمشید بیگی که فعال در بخش صادرات در کشور سوئد و علی هاشمی که قهرمانی وزنه برداری جهان است.
جالب اینکه این روستا بزرگترین کتابخانه روستایی منطقه را دارا است و خوابگاه دختران دبیرستانی روستاهای اطراف نیز در اینجا واقع شده است.
پالایشگاه گاز ایلام هم در نزدیکی این روستا قرار گرفته است.

 

طبیعت زیبای روستای مورت |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت زیبای روستای مورت |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت زیبای روستای مورت |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت زیبای روستای مورت |عکس از عدالت عابدینی
مرد پر از همت|عکس از عدالت عابدینی
مرد پر از همت|عکس از عدالت عابدینی
طبیعت زیبای روستای مورت |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت زیبای روستای مورت |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت زیبای روستای مورت |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت زیبای روستای مورت |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت زیبای روستای مورت |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت زیبای روستای مورت |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت زیبای روستای مورت |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت زیبای روستای مورت |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت زیبای روستای مورت |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت زیبای روستای مورت |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت زیبای روستای مورت |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت زیبای روستای مورت |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت زیبای روستای مورت |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت زیبای روستای مورت |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت زیبای روستای مورت ایلام|عکس از عدالت عابدینی
طبیعت زیبای روستای مورت ایلام|عکس از عدالت عابدینی
برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

‫4 نظرها

  1. خیلی وقت بود به خاطر گرفتاری شیرینی که داشتم به وبلاگ شما سرنزده بودم .
    عکس ها مثل همیشه زیبا فرح بخش و حرفه ای هستند . موفق و سلامت باشید .

    1. آخ آخ آخ درود بر شما دوست قدیمی
      متاسفانه دیگه تقریبا اثری از وبلاگ نویس ها نمونده
      ولی خوشحالم که شما دچار گرفتاری شیرین بودین.
      سپاسگزارم از شما که باز فراموش نکردید
      شاد باشید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دو × دو =

بستن
بستن