استان آذربایجان شرقیایرانگردی

اشتبین و حمام تاریخی کردشت

ایرانگردی

 

قصد دید و بازدید دو روزه از تبریز داشتم، اما دکتر مانع می شود. می گوید فردا می خواهیم به جایی برویم . حداقل به دو روز زمان نیاز دارد. خلاصه اینکه مانع از برگشتنم می شود.
چاره ای جز تمدید نیست. ولی هیجانی هم دارم. برای جایی که اصلا شناختی از آنجا ندارم. اشتبین یکی از آنجاهاست.

آغاز خوب سفر

صبح روز بعد به سمت شمال غرب تبریز حرکت می کنیم. آقای نظری مرد عینکی با ته ریشی به صورت است. از همان اول در شوخی را باز می کند. با دستمایه قرار دادن گرانی های اخیر و بی تدبیری آقایان در کنترل و مهار آن و مشکلات دیگر شوخی هایی می کند. روده برمان می کند. از بس می خندیم.
این خنده دو امتیاز دارد: یکی اینکه دمی از مشکلات روزمره دور می شویم. دوم اینکه مسیر طولانی سفرمان را کوتاه تر و آسان تر می کند.

مسیر تبریز به جلفا

مقصدمان به سمت جلفا در شمال غرب تبریز و جاده مرزی نخجوان است. البته دقیقا خود جلفا نمی رویم. برخی مناطق دیدنی اطرافش هدف مان است.
در ابتدای حرکت، تپه ماهورها زیاد هستند. هر چه جلوتر می رویم، جاده سرسبزتر و در برخی جاها کوهستانی می شود.
جلفا تا تبریز ۱۳۰ کیلومتر فاصله دارد. درست در منطقه مرزی است.

شهر مرزی جلفا

از شهرستان جلفا حاشیه رودخانه پرآب ارس و نوار مرزی به سمت شرق تغییر مسیر می دهیم. منطقه کاملا کوهستانی است. کوه های نسبتا خشنی که گویی همه مسافران حاشیه رودخانه را تحت نظر دارند. جاده خطرناک است. کمی بی احتیاطی می تواند منجر به سقوط در رودخانه یا تصادف شود. هر از چند گاهی شهرهای آن طرف رودخانه یعنی نخجوان دیده می شوند.
در جاهایی هم با عریض شدن رودخانه، زمین های کشاورزی هم زیاد تر می شود.

رواق های حمام کردشت|عکس از عدالت عابدینی
رواق های حمام کردشت|عکس از عدالت عابدینی

روستای کردشت

به روستای کُردشت می رسیم. فقط ۵ کیلومتر تا مرز نوردوز فاصله دارد. مرز نووردوز خاطره سفرم را به ارمنستان تداعی می کند. هشت سال پیش از ارمنستان وارد این مرز شدم.

آثار تاریخی روستای کردشت

روستای کُردشت آثار تاریخی متعددی دارد. اما یکی از دم دست ترین آنها حمام تاریخی کردشت است. هر چند که در این گرما یک دوش می چسبید، اما این حمام دیگر یک اثر تاریخی است. اگر شانس یارمان بود می توانستیم فقط آن را ببینیم.
حمام در پایین منتهی الیه سمت چپ جاده و در ضلع جنوبی رودخانه ارس قرار دارد.

حمام کردشت |عکس از عدالت عابدینی
حمام کردشت |عکس از عدالت عابدینی

تاریخچه ای از حمام کردشت

این حمام در زمان شاه عباس اول صفویه ساخته شده است. در آن زمان به حمام خانی معروف بوده است، چرا که فقط شاهان و خان ها حق استفاده از آن داشتند. خوشبختانه وقتی حکومت به دست آقامحمد خان می رسد، این حمام را عام المنفعه می کند. آقا محمد خان هر چند جنایت های زیادی کرده، اما این کارش قابل تقدیر است. کار خوب را باید در هر حالی تحسین کرد.
متاسفانه بعدها این حمام به علت عدم استفاده متروکه می شود. ولی سوال اینجاست چطور حمام به این خوبی و استواری مدتی مخروب بوده است؟
در این شرایط میراث فرهنگی آستینی بالا می زند. آن را تعمیر و بازسازی می کند. بالاخره وظیفه اش است. تغییرات خوب آن را تبدیل به یک جاذبه های گردشگری می کند. حالا بماند چقدر از این جاذبه های فراموش شده  داریم بی هیچ متولی!

سازه های حمام کردشت |عکس از عدالت عابدینی
سازه های حمام کردشت |عکس از عدالت عابدینی

نگاهی به معماری حمام کردشت

پشت بام حمام مجموعه گنبدهای کوچکی هستند در کنار یک گنبد بزرگ. انگار که نگهبانان آن گنبد بزرگ هستند.
حیاط حمام به صورت طولی با عرض کم است. باغچه و حوضچه ای در وسط آن، منظره زیبایی به وجود آورده اند. البته باغ بزرگی حمام را احاطه کرده است.
رواق هایی در حاشیه حیاط حمام هستند.
یاد مسجد جامع در شهر قیروان تونس می افتم. مخصوصا وقتی بازی سایه و نور را می بینم.البته آن مسجد بزرگ بود و این حمام کوچک. ولی هر چه هست هر دو معماری اصیلی دارند. جای چنین اماکنی در عصر جدید خالی است.
عجبا که داخل حمام پر از هنر و زیبایی است.
ورودی اول یک محوطه گرد باخزینه ای بزرگ در داخل آن است. خزینه در ارتفاع پایین قرار دارد. چند پله واسطه بین خزینه با سکوهای اطراف هستند.
سقف های گنبدی شکل با طرح ها زیبایی مزین شده اند.
منبع روشنایی حمام توسط روزنه‌هایی تامین می‌شود که در نوک گنبد قرار دارند. نوک گنبد سنگ مرمر ظریف و نازکی وجود دارد. این سنگ مرمر باعث عبور نور از خود می شود. ضمن اینکه مانع از آن می شده کسی به داخل حمام دید بزند.
خزینه به واسطه دالان هایی به بخش های دیگر حمام مرتبط می شود.
سکوی رختکن، راهروهای هشت‌ ضلعی منتهی به خزینه، حوضچه‌های مثلثی ‌شکل آب، کفش‌کن‌های قدیمی و نیز گرمخانه‌ی چهارستونی از بخش های دیگر این گرمخانه هستند.
دیدار مان که از حمام تمام می شود حرکتمان را به سمت شرق ادامه می دهیم.

روستای اشتبین |عکس از عدالت عابدینی
روستای اشتبین |عکس از عدالت عابدینی

روستای اشتبین

در سمت راست جاده تابلوی روستا اُشتبین را می بینیم. در ابتدای ورودی این جاده، سردیسی وجود دارد که متعلق به شاعر بزرگ ترک ابولقاسم نباتی است.

مقبره ابوالقاسم نباتی |عکس از عدالت عابدینی
مقبره ابوالقاسم نباتی |عکس از عدالت عابدینی

بر مزار ابوالقاسم نباتی شاعر ترک زبان

همین راه را ادامه می دهیم. حدود ده کیلومتری از سر جاده تا روستا مسافت است. اما نرسیده به روستای یک جاده خاکی در حاشیه کوه است که به سمت آرامگاه ابوالقاسم نباتی منتهی می شود.
نمای مزار بر روی سکوی بتنی با هشتی ستون مرمری بلند است که در راس به هم متصل می شوند. مزار چند سال پیش به این شکل نبوده اما به همت منطقه آزاد ارس، به شکل زیبایی بازسازی و ساخته شده است. ولی متولد ۱۱۵۶ و متوفی ۱۲۲۴ بوده است

سردیس ابوالقاسم نباتی |عکس از عدالت عابدینی
سردیس ابوالقاسم نباتی |عکس از عدالت عابدینی

ابوالقاسم نباتی

ابولقاسم نباتی در سال ۱۱۵۶ در روستای اشتبین به دنبال آمد. دوران جوانی اش را به باغبانی و چوپانی می پردازد. زیبایی طبیعت انگیزه خوبی برای او می شود که شعر می سراید. وی متخلص به «خان چوپان» و «مجنون شاه» می شود. رفته رفته به عرفان گرایش پیدا می کند.

برای تحصیل به اهر و اردبیل و تبریز می رود. ضمن تحصیل به مطالعه آثار شعرای بزرگی چون عمر خیام، مولوی و حافظ می پردازد. عربی و ترکی وفارسی را خوب می دانست و خوب می سرود. «دیوان اشعار» و منظومه «عین العشق» از آثار او هستند.
پنج هزار بیت شعر از این شاعر ترک باقی مانده است. نیمی از این اشعار فارسی و نیمی دیگر ترکی هستند. (۲۵۰۰ بیت شعر فارسی و ۲۳۰۰ بیت ترکی). اشعار این شاعر از مرزهای ایران رفته و در آذربایجان و قفقاز و ترکیه هم مورد استقبال قرار گرفته است.
گفته می شود نباتی بر بالای بلند کوه می نشسته و با نگاه به طبیعت و روستا به سرودن شعر می پرداخته است.
از همان بالا روستای پلکانی اشتبین هم در میان کوه ها دیده می شود.

رنجبرزاده از نوادگان ابوالقاسم نباتی |عکس از عدالت عابدینی
رنجبرزاده از نوادگان ابوالقاسم نباتی |عکس از عدالت عابدینی

دیدار با یکی از نوادگان ابوالقاسم نباتی

به هنگام بازگشت به واسطه آقای همت پور از کارشناسان میراث فرهنگی با یکی از نوادگان ابوالقاسم نباتی آشنا می شویم.
رنجبرزاده دل پری از میراث فرهنگی دارد. می گوید با وجود دارا بودن برخی ابنیه تاریخی در این روستا، به علت عدم توجه مسئولان میراث فرهنگی این بناها از بین رفته و تخریب شده اند.
او پنجمین نسل از نوادگان ابوالقاسم نباتی است. اهل شعر و شاعری است و شعری هم برای ما به ترکی می خواند.
دیدارمان از روستای اشتبین به پایان می رسد. تاببینیم در ادامه چه اتفاقاتی می افتد.

 

دکتر خاکزاد در کردشت|عکس از عدالت عابدینی
دکتر خاکزاد در کردشت|عکس از عدالت عابدینی
روستای اوشتبین | عکس از عدالت عابدینی
روستای اوشتبین | عکس از عدالت عابدینی
بخش های داخلی حمام کردشت |عکس از عدالت عابدینی
به سمت خزینه حمام کردشت|عکس از عدالت عابدینی
نمایی از طبیعت روستای اشتبین |عکس از عدالت عابدینی
نمایی از طبیعت روستای اشتبین |عکس از عدالت عابدینی
در مسیر روستای اشتبین |عکس از عدالت عابدینی
در مسیر روستای اشتبین |عکس از عدالت عابدینی
برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × یک =

بستن
بستن