تونسجهانگردی

روز پایانی در شهر تونس – قسمت پایانی

دوچرخه سواری در تونس

به آخرین روزهای سفرم در کشور تونس می رسم.
به همراه پدر و برادر ورزشکار هدی|عکس از عدالت عابدینی
به همراه پدر و برادر ورزشکار هدی|عکس از عدالت عابدینی

آخرین لحظات در سوسه

خانواده هِدی شب گذشته، اتاق کاملی را در اختیارم قرار داده بودند. صبح زود از خواب بیدار می شوم. هدی هم بیدار است. با هم به آشپزخانه می رویم. پدر سرحال و قبراق  با  زدن یک ملودی دهنی مشغول آماده کردن صبحانه است. کلا این خانواده را خیلی شاد و پرانرژی دیدم. شاید یکی از دلایل اصلی آن ورزشکار بودن اعضای خانواده باشد. مسلما دلایل دیگری هم نقش دارد.

حرکت به سمت تونس

بعد از صرف صبحانه و خداحافظی، آماده ادامه حرکتم. هدی می خواهد قسمتی از مسیر را همراهم باشد. ده کیلومتری  همراه است و بعد خداحافظی.
خانه  هدی در جنوب شهر سوسه است.  من باید به سمت شمال این شهر بروم. از کمربندی شهر مسیر را ادامه می دهم.
باد نسبتا سردی می وزد. اما هر چه هست همراهم است. سرعت بالایی دارم.
امروز را فقط به رکاب زدن می گذرانم.

تلاش برای یافتن میزبان در شهر تونس

از آنجایی که روز بعد به شهر تونس پایتخت کشور تونس می رسم. به اینترنت متوسل می شوم تا بتونم میزبانی را برای خود پیدا کنم. با این قیمت بالای هتل ها در تونس و پول بی ارزش کشورمان نمی شود به هتل رفت! از طرفی خیلی مهم است که شخصی بتواند دیدنی های شهر را به من معرفی کند.
خوشبختانه عبدالحمید جواب مثبت می دهد. می گوید دو شب آخر سفر را می توانم منزلش باشم. خیالم از جهت اقامت راحت می شود.
یوسف به همراه فرزندانش در تالار عروسی |عکس از عدالت عابدینی
یوسف به همراه فرزندانش در تالار عروسی |عکس از عدالت عابدینی

ورود به یک تالار عروسی

به هنگام غروب به دنبال جایی برای اسکانم. مرتب ارزیابی می کنم تا جای مناسبی  پیدا کنم. جایی که از شهر و مردم به دور باشد. بالاخره سمت راست یک جاده فرعی را پیدا می کنم. این جاده به چند ساختمان بزرگ در کنار هم منتهی می شود.
به ساختمان ها می رسم. ساختمان هایی که فضای روبروی شان خالی است.  تقریبا کسی هم آن دور و بر نیست. عالی است برای شب مانی.
با این حال از خانمی که  آنجاست بر احتیاط می پرسم که آیا امکان چادر زدنم در آنجا هست یا نه؟ اما مگر او متوجه منظورم می شود!؟ متوسل به کلی ایماء و اشاره می شوم. آخرش هم می گوید صبر کنم تا شوهرش بیاید.
یک چادر زدن ساده به کجاها  می انجامد!
مدت زمانی طول نمی کشد تا شوهرش هم می آید. اما عجیب اینکه او هم متوجه منظورم نمی شود.
به یاد محمد، دوست ایرانی ساکن در شهر بنزرت می افتم. محمد  گفته بود هر موقع در کشور تونس از لحاظ زبانی و هر مورد دیگری به مشکل بر خوردم با او در تماس باشم.
تلفن را بلافاصله جواب می دهد. می گویم به آن مرد منظورم را بفهماند. حسابی صحبت شان گرم می گیرد.
بعد از قطع تلفن، با مهربانی اولین سوالی که می پرسد این است که شام چه می خوری؟ دیگر انتظار این سوال را نداشتم! رودربایستی فایده ندارد. می گویم هر چه خودتان می خورید همان باشد کافی است.
از قضا شام خوشمزه ای  هم می خوریم.
تالار عروسی تونسی |عکس از عدالت عابدینی
تالار عروسی تونسی |عکس از عدالت عابدینی

بازدید از بخش های مختلف تالار عروسی تونسی

بعد از آن، یوسف که مرا عادل صدا می کند، به من می فهماند محلی که در آنجا هستیم تالار عروسی است. او و خانواده اش در آنجا ساکن هستند. می خواهد آنجا را نشانم دهد. ابتدا چراغ های را روشن می کنم.
کل محوطه روشن می شود. ابهت شگفت انگیزی دارد.
فضای تالار کاملا باز است. محل اصلی برگزاری مراسم، دارای یک خیمه بزرگ اما بدون دیوار است. نور پردازی های زیبایی دارد. آن مرد مرتب با عادل عادل گفت می خواهد توضیحاتی رادر خصوص آنجا دهد. بچه هایش هم همراهیمان می کنند.
آخرین شب مانی در چادر برایم خوش می گذرد.

دلیل اجتنابم از سفارت رفتن در کشورهای دیگر

روز بعد به شهر سوسه می روم. در این چند روز مرتب با آقای نبیونی کارمند سفارت و آقای فراهانی  رایزن فرهنگی ایران در تونس در ارتباط هستم.
در طی سال های گذشته از رفتن به سفارت و یا رایزنی ها همیشه پرهیز داشته ام. تعاریف خوبی از آنها نشنیده بودم. فقط شنیده بودم اگر مشکل درست نکنند، کاری هم انجام نمی دهند.
اما این دو نفر به حق این چند روز نهایت لطف را در حق من داشتند.

ورود به شهر تونس پس از سه هفته

حوالی ظهر است که به شهر تونس می رسم. در ورودی شهر، مدت زمان زیادی را سرگردان می مانم. با آقای نبیونی تماس می گیرم. در مسابقات والیبال تیم جوانان ایران است که برای مسابقه به کشور تونس آمده اند.
خودش را فورا به محلی که هستم می رساند. با هم به سمت ساختمان سفارت که در شمال این شهر است می رویم؛ ساختمانی بزرگ و خوش ساخت با فضای سبز  مناسب.

با کارمندان سفارت ایران در تونس

داخل سفارت می رویم. یکی یکی کارمندان سفارت را می بینم. رفتار مهربانانه و دوستانه ای دارند. گزارش مختصری از سفر چند روز گذشته ام می دهم. کلیه پیش داوری هایی که داشتم، کلا متلاشی می شود. هر چند که یکی از کارمندها هم گفت احتمال دارد که سفارتی هم باشد که برخی کارمندش آنچنان خوش رفتار نباشد. و یا به خاطر مشغله زیاد، توجه زیادی به مراجعه کنندگان نباشد. این هم یک امر طبیعی است.
با محمد و آقای جاوید سرپرست وقت سفارت ایران در تونس
با محمد و آقای جاوید سرپرست وقت سفارت ایران در تونس

دیدار با محمد در سفارت

وقتی از محمد دوست ایرانی ام در شهر بنزرت می گویم. آنها متعجب می شوند که در این  چند سال اصلا او را ندیده اند. درخواست می کنند که با او تماس بگیریم تا به اینجا بیاید. از آنجایی که می دانستم محمد برای کار در شهر تونس است، تا زنگ می زنم خودش را فورا  می رساند.
جالب اینکه در لابلای صحبت هایش می گوید که ایران را خیلی دوست دارد. ولی به خاطر مشکل سربازی نمی تواند به ایران سفر کند. اما کارکنان سفارت می گویند که این مشکل قابل حل است. او هم بسیار خوشحال از این موضوع می شود. قرار می شود که فردا هم بیاید و با هم گشتی در شهر بزنیم.
پس از صحبت و پذیرایی و صرف ناهار، به آقای نبیونی می گویم که شب باید به خانه عبدالحمید برویم. شخصی که روز قبل به او قول رفتن به آنجا را داده ام.
در جوابم می گوید  نیازی نیست به آنجا بروی، امشب مهمان ما هستی. برای فردا شب هم قول نده!
شب به خانه آنها می رویم. همسرش ماهی  و برنج خوشمزه ای را آماده کرده است. خانه  در جایی قرار گرفته است که اشراف به ساختمان های بلند شهر تونس دارد.  در دور دست تر ساحل دریا هم دیده می شود.
با آقایان جاوید و نبیونی سرپرست وقت و کارمند سفارت ایران در تونس
با آقایان جاوید و نبیونی سرپرست وقت و کارمند سفارت ایران در تونس

چرایی مراجعت به سفارت ایران در کشورهای خارجی

نبیونی به لزوم مراجعت به سفارت در کشورهای خارجی برای افرادی امثال بنده اشاره می کند. چند مورد از ایرانی هایی را مثال می زند که به کشورهای دیگر رفته بودند. و به خاطر عدم اطلاع سفارت از  حضور آنها در آن کشور، مشکلاتی برای شان پیش آمده بود. حتی چند نفری از آنها سر از زندان در آورده بودند. اما با اطلاع دیر سفارت، بالاخره کارشان درست شده بود.

گشت و گذار در تونس و شرکت در مسابقات والیبال

صبح روز بعد هم با هم به گشت و گذار در برخی دیگر از قسمت های شهر می پردازیم. ظهر هم به اتفاق هم به مسابقات والیبال جوانان ایرانی می رویم. از قضا آن روز مصادف با روز تولد آقای نبیونی بود. شیرینی روز تولد را هم همانجا خوردیم.
محمد هم به جمع ما می پیوندد.
بعد از تماشای مسابقه والیبال به اتفاق محمد می رویم تا بخش هایی از شهر را که ندیده ام را ببینیم. اما محمد به شهر هم راضی نمی شود و می گوید که باید جاهایی در خارج از شهر را هم نشانم دهد. هر چه اصرار می کنم که به آنجا نرویم قبول نمی کند. نمی خواستم بیشتر از این وقتش را بگیرم.
اما او انگار که وظیفه اش باشد، میگوید که باید برویم. به قسمت شمال شهر می رویم، که به ساحل دریا هم نزدیک است.
به وقت غروب به محل سفارت می رویم. با محمد خداحافظی می کنم. از آنجا با دوچرخه به سمت رایزنی فرهنگی و به نزد آقای فراهانی می روم
با آقای فراهانی رایزن فرهنگی ایران در تونس
با آقای فراهانی رایزن فرهنگی ایران در تونس

ورود به رایزنی فرهنگی ایران در تونس

آقای فراهانی را در روز اول سفر هم دیده بودم. الان برای دومین بار است که می بینم. در حوزه کاری خودش بسیار فعال است. با اینکه تقریبا دست تنهاست، لحظه ای دست از تلاش بر نمی دارد. علاوه بر ملاقات های پیاپی، گزارش های فعالیت های خود را سریع به تهران انتقال می دهد.
شب را به هنگام شام با هم به یکی از رستوران های مهم شهر می رویم. رستورانی که گویا مشتریانش بیشتر دیپلمات ها هستند.
پس از صرف شام به محل رایزنی بر می گردیم.
در هواپیما به سمت ایران
در هواپیما به سمت ایران

بازگشت به فرودگاه تونس و تهران

صبح روز بعد، پس از صرف صبحانه به همراه آقای فراهانی، خود را آماده رفتن به فرودگاه برای بازگشت می کنم.
می خواهم در این لحظات آخر تلفنی با آقای نبیونی خداحافظی کنم.  راضی نمی شود. خودش را به آنجا می رساند. اصرار می کند که با ماشین خودش به فرودگاه برویم. سابقه ندارد در آخرین روز از پایتخت تا فرودگاه را ماشین بروم. اما مقاومت فایده ای ندارد. دوچرخه و وسایل را سوار بر ماشین می کنیم و به سمت فرودگاه می رویم. با اینکه این کارهایی که آقایان نبیونی و فراهانی انجام دادند، جزء وظایفشان نبود. اما آنها لحظه ای از کمک دریغ نکردند.
بالاخره این سفر پر از ماجرا و شیرین را با خاطره ای بسیار خوش به پایان می رسانم.

 

خانه ای زیبا در شهر تونس |عکس از عدالت عابدینی
خانه ای زیبا در شهر تونس |عکس از عدالت عابدینی
کوچه محله های شهر تونس |عکس از عدالت عابدینی
خانه ای زیبا در شهر تونس |عکس از عدالت عابدینی
خانه ای زیبا در شهر تونس |عکس از عدالت عابدینی
خانه ای زیبا در شهر تونس |عکس از عدالت عابدینی
خانه ای زیبا در شهر تونس |عکس از عدالت عابدینی
خانه ای زیبا در شهر تونس |عکس از عدالت عابدینی
کوچه های زیبای تونسی |عکس از عدالت عابدینی
کوچه های زیبای تونسی |عکس از عدالت عابدینی
کوچه های زیبای تونسی |عکس از عدالت عابدینی
کوچه های زیبای تونسی |عکس از عدالت عابدینی
گل کاغذی در کوچه پس کوچه های تونس |عکس از عدالت عابدینی
گل کاغذی در کوچه پس کوچه های تونس |عکس از عدالت عابدینی
سواحل دریای مدیترانه در تونس |عکس از عدالت عابدینی
سواحل دریای مدیترانه در تونس |عکس از عدالت عابدینی
تالار عروسی تونسی |عکس از عدالت عابدینی
تالار عروسی تونسی |عکس از عدالت عابدینی
محمد عبدی زاده ایرانی مقیم در تونس |عکس از عدالت عابدینی
محمد عبدی زاده ایرانی مقیم در تونس |عکس از عدالت عابدینی
پورپیرا کارمند سفارت ایران در تونس |عکس از عدالت عابدینی
پیربالا کارمند سفارت ایران در تونس |عکس از عدالت عابدینی
درختی زیبا در یکی از پارک های شهر تونس |عکس از عدالت عابدینی
درختی زیبا در یکی از پارک های شهر تونس |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت پارکی در تونس |عکس از عدالت عابدینی
طبیعت پارکی در تونس |عکس از عدالت عابدینی
کوچه ای زیبا در شهر تونس |عکس از عدالت عابدینی
کوچه ای زیبا در شهر تونس |عکس از عدالت عابدینی
کوچه ای زیبا در شهر تونس |عکس از عدالت عابدینی
کوچه ای زیبا در شهر تونس |عکس از عدالت عابدینی
کوچه ای زیبا در شهر تونس |عکس از عدالت عابدینی
کوچه ای زیبا در شهر تونس |عکس از عدالت عابدینی
دروازه ای در یکی از میادین اصلی شهر تونس |عکس از عدالت عابدینی
دروازه ای در یکی از میادین اصلی شهر تونس |عکس از عدالت عابدینی
کوچه ای با سقف های گنبدی در یکی از محله های تونس |عکس از عدالت عابدینی
کوچه ای با سقف های گنبدی در یکی از محله های تونس |عکس از عدالت عابدینی
شیرینی تونسی |عکس از عدالت عابدینی
شیرینی تونسی |عکس از عدالت عابدینی
برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

‫2 نظرها

    1. درود بر شما
      یعنی اینقدر بد توضیح دادم:))
      برای کسی مثل من که با دوچرخه سفر می کنم خیلی لازمه که به سفارت یک مراجعتی داشته باشم. ولی این مواردی که اشاره کردم کسانی بودند که هم دوچرخه سوار بودند و هم به صورت معمولی سفر کرده بودند و به مشکل برخورده بودند.
      من اونطور که فهمیدم اونهایی که خارج از تور سفر می کنند و مدت زمان سفرشون کمی طولانی می شه حتما باید به سفارت مراجعه کنند. ضمن اینکه بعضی راهنمایی های اونها خیلی مفید و موثر هستش

      موفق باشید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 2 =

بستن
بستن