تونسجهانگردی

با کشاورزی تونسی – قسمت شانزدهم

کشاورزی تونس از سوژه های مورد علاقه ام است. در این چند روز سفرم به کشور تونس، خیلی دوست داشتم که یک روز هم با یکی از کشاورزان یا باغداران باشم. بین راه کشاورزان و باغداران زیادی را می بینم، اما به طور موقت با آنها بودم. بالاخره امروز به این آرزویم می رسم.

مشکلی دیگر برای دوچرخه

پس از خروج از شهر الکف، در گرماگرم تابستان و در میان زمینهای کشاورزی راهم را پیش می گیرم.
باز یک اتفاق نامترقبه دیگر برایم می افتد. این بار لایه بیرونی چرخ جلوی دوچرخه ام شروع به پاره شدن می کند. اتفاقی که چند روز قبل برای چرخ عقب دوچرخه ام افتاد. می ایستم. باز از چسب جادویی ام استفاده می کنم و تکه های پاره شده را می چسبانم.

خواب سنگین در گرمای سخت

بعد از تعمیر، جایی در زیر درخت را برای استراحت انتخاب می کنم. هر چند گرم است ولی آنقدر خسته ام که خیلی زود خواب می برد.
خواب، انرژی کافی برای ادامه حرکتم می دهد.

تفاوت نماز خواندن تونسی ها

در حال عبور از شهر سرس (sers) هستم. صدای اذان نماز عصر می آید. داخل مسجد می روم تا شست و شویی به دست و پاهایم بدهم.
در نماز خواندن مسلمانان تونسی، نکته قابل توجه، سکوت آنها حین نماز جماعت است. هیچ صدایی شنیده نمی شود. همه در سکوت مطلق هستند.
دیگر اینکه برخلاف دیگر سنی ها، همه آنها دست های هم را از جلو نمی گیرند. بعضی از آنها همچون شیعیان دستانشان را آزاد رها می گذارند.

خستگی و حمام دوچرخه

در این چند روز هم، دوچرخه خیلی کثیف و بعضا خسته شده است. اما امروز هم، روز شانس دوچرخه است. در جایی شخصی را می بینم که با فشار ماشینش را می شوید. تا مرا می بیند خودش دعوت می کند که آبی هم به سر و گوشش بکشد.
صدای خوشحالی دوچرخه را خوب می توانم بشنونم.

محمد صالح به همراه نوه هایش |عکس از عدالت عابدینی
محمد صالح به همراه نوه هایش |عکس از عدالت عابدینی

پیرمرد و مزرعه

زمین های کشاورزی در اطراف زیاد هستند.
همانطور که رکاب می زنم و محو تماشای اطراف هستم. پیرمردی را می بینم که نشسته و مزرعه اش را تماشا می کند. این تماشایش حس حسادتی در من بر می انگیزد. با خود می گویم چرا این مرد این قدر خوش باشد از این تماشا ولی من نباشم؟

سگی که نمی تواند ورود میهمان ناخوانده را تحمل کند |عکس از عدالت عابدینی
سگی که نمی تواند ورود میهمان ناخوانده را تحمل کند |عکس از عدالت عابدینی

بلافاصله فرمان دوچرخه را بر می گردانم. از میان درختان کاج به سمت پیرمرد و مزرعه می روم. سگی به زنجیر بسته شده است. می خواهد مانع از ورودم شود. به این حیوان می گویم من قصد ورود کرده ام. نه تنها هیچ احدالناسی بلکه هیچ احدالحیوانی نمی تواند مانع از ورودم شود.

همنشینی با پیرمرد مزرعه دار

پس از گفتن سلام علیکی بلند به پیرمرد با اشاره می گویم که می خواهم چند دقیقه ای را در اینجا استراحت بکنم. با روی خوش می پذیرد. با آن وضع آمدنم چاره ای دیگر هم ندارد.
نامش محمد صالح است. با آب سرد و بعد از مدتی قهوه پذیرایی می کند. تضادها را خوب در دلم جمع می کنم.

کودکان خندان روستایی |عکس از عدالت عابدینی
کودکان خندان روستایی |عکس از عدالت عابدینی

دو تا از نوه هایش در آنجا هستند. به تازگی ختنه کرده اند. این ختنه معمولا در ایام عید قربان در این کشور انجام می شود.
به آنها از شکلات هایی که همراهم هستند می دهم. از پیرمرد اجازه می خواهم که از زمین ها و باغ های اطراف تصویربرداری کنم. او هم موافقت می کند.
بوته های گوجه، درختان زیتون، کاکتوس، ذرت بخشی از محصولات این مزرعه هستند.

محصولات کشاورزی در تونس

به طور کلی زیتون، انگور، گندم، میوه‌جات و سبزیجات از فراورده‌های کشاورزی تونس هستند. تونـس را از زمانهـای دور بـه علـت سرسـبزی و پوشـش گیاهـی آن به ویـژه باغ َ هـای زیتـون و مرکبـات آن، «تونـس الخضـراء» می خواننـد. انجیــر از درختــان اصلــی و بومــی تونس اســت.

زیتون محصول اصلی کشور تونس |عکس از عدالت عابدینی
غذای خوشمزه تونسی با مخلفات |عکس از عدالت عابدینی
گوجه های رسیده و نرسیده |عکس از عدالت عابدینی
گوجه های رسیده و نرسیده |عکس از عدالت عابدینی
میوه های رسیده کاکتوس که زرد شده اند|عکس از عدالت عابدینی
میوه های رسیده کاکتوس که زرد شده اند|عکس از عدالت عابدینی

تخمین زده می شد تونس با چهل میلیون درخت زیتون مقام چهارم زیتون در جهان را دارد.

خرگوش های پرورشی |عکس از عدالت عابدینی
خرگوش های پرورشی |عکس از عدالت عابدینی

اما علاوه بر مزرعه، حیواناتی از جمله انواع مرغ و گاو و خرگوش هم در آنجا هستند. بله! درست گفتم خرگوش هم است. از آن جهت که تونسی های خوردن خرگوش را بلااشکال می دانند.

غذای خوشمزه تونسی با مخلفات |عکس از عدالت عابدینی
غذای خوشمزه تونسی با مخلفات |عکس از عدالت عابدینی

شب و شام در مزرعه کشاورزی

پس از تصویربرداریم، خودم را آماده ادامه حرکت می کنم که محمد صالح مانع از حرکتم می شود. با تعجب می پرسد در این وقت کجا می خواهی بروی برای استراحت؟ می گویم در ادامه جایی در دل طبیعت جایی را برای چادر زدن پیدا می کند. با قاطعیت می گوید امشب همینجا هستی.
در مقابل این جدیت، چاره ای هم جز قبول کردن دعوت نیست.

ماه کامل در شب، جایی که من میهمان بودم |عکس از عدالت عابدینی
ماه کامل در شب، جایی که من میهمان بودم |عکس از عدالت عابدینی

در آن هوای آزاد و سروصداهای کودکان پر از شیطنت و حیوانات، دیدن هلال کامل ماه خود ضیافتی است.
شب ماکارونی فراوان به همراه سالاد تونسی، میوه و انواع نوشیدنی هاست. یک دل سیر از خودم پذیرایی می کنم.
بعد از آن خودم را آماده خواب می کنم.

جاده سربالایی در تونس |عکس از عدالت عابدینی
جاده سربالایی در تونس |عکس از عدالت عابدینی

حرکت صبحگاهی

صبح زود ساعت ۵ از خواب بیدار می شوم. عجیب اینکه تلویزیون درتمام شب بیدار روشن بود. دقیقا مثل این مورد را دریک مزرعه در چین شاهدش بودم.
پس از صرف صبحانه و قهوه راهم را پیش می گیرم.
مسیر در ابتدا سربالایی است. ولی بعد از مدتی سرپایینی می شود. خوشبختانه سرپایینی اش خیلی بیشتر از سربالایی اش است.

دروازه ای در شهر کسری که توجهم را به خود جلب کرد|عکس از عدالت عابدینی
دروازه ای در شهر کسری که توجهم را به خود جلب کرد|عکس از عدالت عابدینی

آثار تاریخی در میان شهر تونسی

بعد از مدتی به شهری می رسم. یک دروازه سالم خیلی قدیمی در خیابان اصلی توجهم را به خود جلب می کند. ستون ها مختلفی هم در حاشیه شهر هستند که مشخص است باستانی هستند. اما از تاریخ آنها سر در نمی آورم.

موزه بزرگی هم وجود دارد که مجموعه از آثار تاریخی را همچون تخت جمشید در آن می توان دید. آنچنان تمایلی برای رفتن به آنجا ندارم. وقتی هیچ تاریخچه ای از آنها نمی دانم، ارزش وقت گذاشتن هم طبیعتا ندارد.

طبیعت زیبای تونس|عکس از عدالت عابدینی
طبیعت زیبای تونس|عکس از عدالت عابدینی

شهر کسری تونس

در ادامه راه مسیرم سرپایینی است. جنگل کاج به وفور دیده می شود. به شهر کسری می رسم. به رغم نام پرمسمایش جایی را برای تماشا در آن نمی بینم. به هنگام خروج از شهر شخصی را می بینم که به اصرار مرا دعوت به خانه اش برای نوشیدن آب خنک می کند. همه اعضای خانواده می آیند. یکی از آنها که ساکن فرانسه است با ذوق و شوق از عروسی اش تا سه روز دیگر در تونس می گوید.
حتی مرا هم دعوت می کند که به عروسی اش بروم. تشکر می کنم.
توصیه می کنم که از محل تاریخی این شهر که در بلندی است بازدید کنم. اما می گوید که یک مسیر سربالایی را باید که بروم.
از آنها خداحافظی می کند. در جاده خروجی از شهر از یک جاده فرعی در سمت چپ به سمت بالای حرکت می کنم. به سختی خودم را نفس زنان به آن بالا می رسانم. خانه های قدیمی را می بینم. از آن بالا، دشت پهناور با ابرهای رقص در حال حرکت تا دور دست دیده می شوند.
با صاحب قهوه خانه ای آشنا می شوم. دوچرخه را آنجا می گذارم و خودم به بالای شهر می روم. اما هر چه می گردم هیچ جای تاریخی و یا جذابی را نمی بینم. تعجب می کنم که برای چه این قدر تعریف می کردند!

کودکان به ظاهر دوقلوی تونسی |عکس از عدالت عابدینی
کودکان به ظاهر دوقلوی تونسی |عکس از عدالت عابدینی

اما بافت خانه ها و کوچه پس کوچه ها سنگ فرش شده برایم جذاب هستند. دو دختر بچه که گویا دوقلو هستند را می بینم. از آنها تصویر برداری می کنم. واقعا این تصویر به همه این سختی ها می ارزید.

گپی ورزشی و نیمه سیاسی در کافه یا قهوه خانه

به قهوه خانه که می رسم، صاحب آنجا اصرار دارد که مدتی با آنها باشم. می پذیرم هم کمی گپ زده باشم و هم استراحتی بکنم.
در آنجا با شخص نسبتا لاغر اندام آشنا می شوم که در زمینه دو ماراتن در صحرا فعالیت می کند. می گوید علاقمندان را در این زمینه آموزش می دهد. می گوید این کار با اینکه برایش عایدی ندارد اما می تواند برای صنعت توریسم کشورشان مفید باشد. تونس از جمله کشورهایی است که هر ساله مسابقات دوی مارتن صحرا برگزار می شود.
در مورد سیاست و تنفرش از ترامپ می گوید. و آینکه آیا کسی می تواند او را دوست داشته باشد!؟
دوست دارد نسبت ژورنالیست به من بدهد و من هم مرتبا از آن طفره می روم به دردسرش نمی ارزد.
بساط پاسور بازی و یا به عبارتی قماربازی هم در قهوه خانه به راه است. آنطور که می گفتند جشنواره انجیر هم در این جا برقرار است. من که چیزی ندیدم.
به همان سختی که بالا آمده ام، این بار به راحتی به سمت پایین می رم بدون هیچ رکاب زدنی راحت راحت.
ببینم در ادامه مسیر چه اتفاقاتی برای من می افتد.

برای خواندن قسمت پانزدهم اینجا را کلیک کنید

گاو در حال چرا در مزرعه |عکس از عدالت عابدینی
گاو در حال چرا در مزرعه |عکس از عدالت عابدینی
ستون هایی قدیمی در شهر کسری تونس |عکس از عدالت عابدینی
ستون هایی قدیمی در شهر کسری تونس |عکس از عدالت عابدینی
دریاچه ای در نزدیک شهر الکف |عکس از عدالت عابدینی
دریاچه ای در نزدیک شهر الکف |عکس از عدالت عابدینی
خرگوش های پرورشی |عکس از عدالت عابدینی
ماه کامل در شب، جایی که من میهمان بودم |عکس از عدالت عابدینی
گوجه فرنگی های نرسیده |عکس از عدالت عابدینی
درختان منظم زیتون |عکس از عدالت عابدینی
بوته های گوجه فرنگی در زمین های کشاورزی تونس |عکس از عدالت عابدینی
بوته های گوجه فرنگی در زمین های کشاورزی تونس |عکس از عدالت عابدینی
درختان منظم زیتون که کشاورزی زیتون را تشکیل می دهند|عکس از عدالت عابدینی
درختان منظم زیتون که کشاورزی زیتون را تشکیل می دهند|عکس از عدالت عابدینی
کاکتوس بر روی تاغچه بخشی از کشاورزی تونس|عکس از عدالت عابدینی
کاکتوس بر روی تاغچه بخشی از کشاورزی تونس|عکس از عدالت عابدینی
مرغ ها در زمین های کشاورزی|عکس از عدالت عابدینی
مرغ ها در زمین های کشاورزی|عکس از عدالت عابدینی
ذرت های رسیده از محصولات کشاورزی |عکس از عدالت عابدینی
ذرت های رسیده از محصولات کشاورزی|عکس از عدالت عابدینی
برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × پنج =

بستن
بستن