استان ایلامایرانگردی

سفرنامه دوچرخه سواری در پناه زاگرس – روستای زرانگوش – قسمت سیزدهم و پایانی

به روزهای پایانی دوچرخه سواری ام در حاشیه زاگرس می رسم روزهایی پر از طراوت و باران و مهربانی همراه با خاطراتی به یادماندنی!
هر چند که سفر به ظاهر به پایان خودش می رسد، اما پس از این پایان، سفر من شروعی دیگر به خود می گیرد و آن نگاشتن و بیان آن چیزهایی که دیده ام برای آن هایی که ندیده و نرفته اند.

تنگ رازیانه |عکس از عدالت عابدینی
تنگ رازیانه |عکس از عدالت عابدینی

 

در فاصله ای نه چندان دور و در فاصله ای در حدود ۵ کیلومتری از روستای چنارباشی به سمت دره شهر در جنوب استان ایلام، یکی از زیباترین جلوه های طبیعی خداوند، یعنی تَنگ رازیانه وجود دارد. تنگی که در بیشتر موارد به آن تنگه گفته می شود. در حالیکه تنگه دو دریا را به هم پیوند می دهد، اما «تنگ» به دره هایی با دیواره های قائم و پرشیب می گویند.
طول کل این تنگ در حدود سه کیلومتر و حداکثر عرض آن ۵ متر است که در جاهایی به یک متر هم کاهش پیدا می کند.
عوامل گوناگونی در شکل گیری این تنگ دخیل بوده اند که از جمله آنها می توان به زمین لرزه، فرسایش، اختلاف ارتفاع و عواملی چون بارش و پوشش گیاهی متنوع اشاره کرد.

تنگ رازیانه از نمایی بالاتر |عکس از عدالت عابدینی
تنگ رازیانه از نمایی بالاتر |عکس از عدالت عابدینی

آنقدر این تنگ زیبا است که آدم دلش تنگ می شود که آنجا را رها کند و برود. مدت زمان نسبتا طولانی را به تماشایش می نشینم. بعد از جاده ای که در کنار آن قرار دارد، مسیرم را ادامه می دهم.
پس از عبور از این تنگه و در ادامه مسیر تابلوی روستای گردشگری زرانگوش را می بینم. به سمت روستا در سمت راست تغییر مسیر می دهم. چند کیلومتری را باید در جاده حرکت کنم. نم نم باران می بارد. به بالای تپه ای می رسم. از همانجا روستای زیبای زرانگوش دیده می شود، اما آنچه که این روستا را از آن بالا زیباتر کرده است، وجود ارتفاعاتی است درست در پشت آن با شکاف هایی در داخل شان!

آقای مهدوی که در حال آماده کردن کباب در حیاط منزل است|عکس از عدالت عابدینی
آقای مهدوی که در حال آماده کردن کباب در حیاط منزل است|عکس از عدالت عابدینی

در داخل روستا با پرس و جو از اهالی روستا سر از خانه علی اشرف مهدوی رئیس شورای روستا در می آورم که خانواده ای دارد بس مهربان و دوست داشتنی همچون خودش!
پس از صحبت های اولیه، همسرش شام مفصلی را آماده می کند که واقعا یکی از خوشمزه ترین غذاهایی بود که در این سفر خوردم. خورشت قیمه ای که توصیفش در زبان نمی آید و گوشت کبابی که از بهترین غذاهای مردمان این منطقه است.
پس از مدتی، میهمانی به خانه شان می آید که متوجه می شوم برادر خانم آقای مهدوی هستند. یعقوب سیدی مدیریت مالی آب و فاضلاب استان ایلام را هم بر عهده دارد و اطلاعات بسیار خوبی و ارزشمندی در خصوص روستا و منطقه دارد و توضیحاتی مفیدی را در اختیارم قرار می دهد.

زرانگوش

زرانگوش روستایی با ارتفاع ۶۴۵ متر از سطح دریا و جمعیتی بالغ بر ۱۵۰۰ نفر و آب و هوایی گرم و خشک در بیست کیلومتری شهرستان بدره و صد و ده کیلومتری مرکز استان واقع شده است که بزرگترین آبادی شهرستان بدره است. قدمت این روستا به دوره هخامنشیان و احیانا ساسانیان باز می گردد، وجود دژهایی در اطراف روستا موید این سخن است.
قوم ساکن در این روستا کلهر هستند، اما به علت ورود لرها از مناطق اطراف، گویش شان به لری تغییر پیدا کرده است. شغل بیشتر مردم دامداری و کشاورزی  و محصولات کشاورزی اغلب گندم، خیار و برنج است.
با توجه به شرایط آب و هوایی و شغل مردم، سوغاتی این شهر گوشت دام، روغن حیوانی و عسل طبیعی است که طعم گوشت خوشمزه و روغن حیوانی آن را می چشم.
مهمترین اماکن  دیدنی روستا شامل تکیه زرانگوش، غارهای زرانگوش که ۶ مورد آن ثبت شده است، آسیاب (۳ مورد)، آبشارهای فصلی، آثار باقی مانده از دوره ساسانیان، چشمه های فصلی، طبیعت بکر پشته زرانگوش، تنگه باجگیران و امامزاده زید بن حمزه است.
از گذشته ای دور در این روستا مراسمی بوده است با نام سفره قاسم. این مراسم در روز هفتم محرم برگزار می شود. در این سفره، میهمانان نذری های آماده شده بر سفره را با خود می برند و چه بسا این کار در روز در چندین نوبت تکرار شود.
شب را در خانه استراحت می کنم و فردای آن روز به همراه یکی از بچه های روستایی به سمت تنگ های روستا می رویم که از جاذبه های روستا است. تنگی که به سمتش حرکت می کنیم، درست در راستای خیابان اصلی روستا واقع شده است. در ورودی تنگ و در مسیر بین روستا و تنگ، چند خانه ی قدیمی سنگی ویران شده در سمت راست دیده می شود که گویا این خانه ها، همان خانه هایی هستند که قدمتشان به دوره ساسانیان باز می گشت.
این روستا تنگ های متعددی دارد . اما این تنگی که به آن وارد می شویم تنگ اصلی است که دارای جلوه های زیبا مربوط به پدیده های زمین شناختی، چشمه ها و آبشارهای بسیار دیدنی و جذابی هم در مسیر راه است. طول تنگ زرانگوش حدود دو کیلومتر است و در تمام فصول آب درون تنگ جاری است.

شدت باران تند و تند می شود. چوپانانی را می بینیم که خود و گوسفندانشان را در پناه سنگ های صخره ای از باران حفظ کرده اند، اما ما مسیر را ادامه می دهیم.
در بین راه، با شدت گرفتن باران و رگبار، صلاح را در بازگشت می بینیم. تقریبا خطر بزرگی از بیخ گوشمان می گذرد. گویا که روستا خودش را آماده سیل بزرگی می کرد. در بعضی جاها مجبور می شویم شلوارها را تا زانو بالا بزنیم و از میان آب عبور می کنیم. بالاخره خودمان را در زیرباران بسیار شدید با لباس هایی خیس خیس به خانه می رسانیم.
پس از خداحافظی با خانواده مهدوی با هماهنگی قبلی به سمت خانه آقای داراب میرشاقلی می روم که توصیف هنرش را بسیار شنیده ام. دارابی که سنگتراشی های هنری ارزشمندی را انجام داده است. کنجکاو بودم که کارش را از نزدیک لمس کنم.

داراب که با خنده آثار هنری اش را نشانم می دهد|عکس از عدالت عابدینی
داراب که با خنده آثار هنری اش را نشانم می دهد|عکس از عدالت عابدینی

وقتی به خانه می رویم، واقعا با یک خانه هنری روبروی می شویم؛ خانه ای که هنر از سر و رویش می بارید. داراب شخصیتی آرام و مهربان دارد.

از خودش می گوید.  از آنجایی که علاقمند طراحی بوده از دوران دبیرستان شروع به طراح می کند و برای پیشرفت در این کار، کتاب هایی را هم به کمک می گیرد و هیچ استادی را برای آموزش نداشته است. کارش تا آنجا پیش می رود که حائز رتبه نخست در نقاشی در سطح استان می شود. پس از طراحی گرایش پیدا می کند به سمت مجسمه سازی از چوب و سنگ. ابتدا از چوب شروع می شود و بعد در سطح پیشرفته تر کارش را بر روی سنگ انجام می دهد.
داراب هر روز در این کار موفق و موفق تر می شود و طرح های تجسمی زیبایی را بر روی سنگ پیاده می کند.
وی طراحی را سخت تر از پیاده کردن آن می داند و توصیه می کند کسانی که می خواهند به این حوزه وارد شوند، ابتدا طراحی خود راتقویت کنند و سپس کارهای مربوط به چوب و سنگ تراشی را انجام می دهد.

داراب به همراه همسر و فرزند و آثار هنری اش|عکس از عدالت عابدینی
داراب به همراه همسر و فرزند و آثار هنری اش|عکس از عدالت عابدینی

همسر او هم دستی در هنر دارد و کارهای متعددی در حوزه عکاسی و طراحی انجام داده است. تقریبا همه اعضای خانواده دستی در نقاشی دارند. جالب اینکه آنها قبل از ازدواج کمترین شناخت را نسبت به همدیگر داشته اند تا جایی که داراب حتی نمی دانسته همسرش هنرمند است و بعد از ازدواج است که متوجه این جریان می شود!
مدت زمانی را صرف تصویر برداری از تمامی آثار می کنم.
ناهار خوشمزه ای را همسر داراب آماده می کند. مهمانان دیگری هم می آیند.
باران همچنان می آید.
پس از آنکه باران اندکی کاهش پیدا می کند. و من علیرغم اصرار برای ماندن راهم را ادامه می دهم.
مسیر با اینکه زیباست، اما شدت وزش باران مانع از دیدن این زیبایی ها می شود. گهگاهی می ایستم تا اندکی از شدت بارش کاسته شود. بالاخره خود را به «دره شهر» می رسانم. قصدم ماندن در این شهر است، اما در لحظه آخر به ناگهان تصمیم ام عوض می شود و تصمیم می گیرم که سفرم را همینجا به پایان ببرم.
به ترمینال می روم، از شانسم اتوبوس به سمت تهران است.
سوار بر اتوبوس می شوم و زیر رعد و برق و باران شدید باز می گردم. فردای آن روز می شنوم پل دختر، پلی که با اتوبوس از روی آن رد شده ام را آب برده است!

رسوبات سنگی که بر اثر جریان آبی و دگرگونی سنگ ها در دوره های مختلف شکل گرفته اند |عکس از عدالت عابدینی
رسوبات سنگی که بر اثر جریان آبی و دگرگونی سنگ ها در دوره های مختلف شکل گرفته اند |عکس از عدالت عابدینی
آبشاری که با سرعت کم توانستم تصویر مناسبی را تهیه کنم |عکس از عدالت عابدینی
آبشاری که با سرعت کم توانستم تصویر مناسبی را تهیه کنم |عکس از عدالت عابدینی
در فصل بهار به علت بارش باران، رودخانه مربوط به تنگ زرانگوش معمولا پرآب هستند|عکس از عدالت عابدینی
در فصل بهار به علت بارش باران، رودخانه مربوط به تنگ زرانگوش معمولا پرآب هستند|عکس از عدالت عابدینی
خوشبختانه به علت بارش های خوب امسال بیشتر آبشارها زرانگوش پرآب بودند|عکس از عدالت عابدینی
خوشبختانه به علت بارش های خوب امسال بیشتر آبشارها زرانگوش پرآب بودند|عکس از عدالت عابدینی
مخروبه های مربوط به دوران گذشته در روستای زرانگوش|عکس از عدالت عابدینی
مخروبه های مربوط به دوران گذشته در روستای زرانگوش|عکس از عدالت عابدینی

گوسفندان که در این دره از باران شدید به زیر سنگ ها پناه برده اند |عکس از عدالت عابدینی
گوسفندان که در این دره از باران شدید به زیر سنگ ها پناه برده اند |عکس از عدالت عابدینی
برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 + چهار =

بستن
بستن